تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
نقش گل را آن چنان آراست نقّاش بهار * كز شگفتى ماندت انگشت حيرت در دهن
از شميمى خاك گردد مشكبيز و مشك بار * وز نسيمى آب گردد موج خيز و موج زن
سبزه پرچم بر فرازد صبحدم در باغ و راغ * لاله آتش بر فروزد شامگاهان در دمن
گل شد از لطف نسيم و دولت ابر بهار * شاهدى شيرين شمايل دلبرى سيمين بدن
دشت و صحرا در لطافت تالى باغ بهشت * باغ و بستان در طراوت رشك فردوس عدن
در شب مهتاب بينى بر لب آب روان * عاشقان را بزم عيش و شاعران را انجمن
نو نهالان چمن را دايهء ابر بهار * گه ز رخ شويد غبار و گه بنوشاند لبن
تا كند بلبل دل گل را اسير دام عشق * گه ز شيرين خواندنش افسانه ، گاه از كوهكن
وه ! چه خوش بشكفته در گلزار زهرا نو گلى * كز طراوت گشته رويش رشك گلهاى چمن
ديده از نور جمالش روشنى يابد چو دل * بلبل از شوق وصالش در چمن نالد چو من
بلبل آن جا هر سپيده‌دم سرايد نغمه‌اى * در ثناى خسرو خوبان امام ممتحن
مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 69 | احمد احمدى بيرجندى