تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
كفو على ولىّ خدا شير كردگار * زينت فزاى كون و مكان بود ، فاطمه
شام زفاف جامهء خود داد بر فقير * ايثار را حقيت و كان بود ، فاطمه
زان پيشتر كه خلقت حوّا شود به خلد * مسندنشين باغ جنان بود ، فاطمه
دردا كه بعد مرگ پدر شد غريب و زار * اشكش بسان ژاله روان بود ، فاطمه
آماج تير جور زمان گشت سينه‌اش * زين رو قدش ز غصّه كمان بود ، فاطمه
رخساره‌اش ز سيلى دشمن كبود بود * وز اين ستم به آه و فغان بود ، فاطمه
از پهلوى شكسته و از محسن شهيد * تا گاهِ مرگ ، ناله كنان بود ، فاطمه
خوشدل ، به خاك رفتن در تيره شام او * مظلومىاش عيان به جهان بود فاطمه

پانوشتها

شرح
4235945 خ 0 ( 1 ) خ . ياسا : فرمان و حكم پادشاهى و قانون ( نفيسى ) عقوبت و سياست . 4235945 خ 0 ( 2 ) خ . زندباف : زندخوان ، بلبل ، قمرى ، - زند : شرح و بيان كتاب اوستا متعلق به زردشت پيامبر ايرانى . 5235945 خ 0 ( 3 ) خ . عطينا : منظور سورهء كوثر است كه به صورت : انّا اعطيناك الكوثر در قرآن كريم آمده است . 5235945 خ 0 ( 4 ) خ . دربارهء سورهء « هل اتى » رك : 2 / 8 دربارهء سورهء « طه » . 5235945 خ 0 ( 5 ) خ . كفو : همسر . 5235945 خ 0 ( 6 ) خ . مباها ( مباهات ) : فخر كردن ، نازيدن . 5235945 خ 0 ( 7 ) خ . مساوا ( مساوات ) : برابرى . 5235945 خ 0 ( 8 ) خ . شعرى : ستاره‌اى است روشن كه بعد از جوزا برآيد و در آخر زمستان سرشام بر فلك نمايان شود ( غياث ) . 7235945 خ 0 ( 9 ) خ . كنز العفاف : گنجينهء عفت و پاكدامنى .