مريمت خوانم ولى اين مدح كى زيبد ترا * مريمت زيبد كنيز و عيسيت شايد غلام
حوريان جنّت خُدّام و از روى محل * آستانت را شرف بر روضهء دار السّلام 1794945 خ 0 4 خ
خفتگان خاك را هر جا صبا بويت رساند * بر زبان آمد كه سُبحانَ الّذى يُحىِ العِظام 2794945 خ 0 5 خ
طفل بودى كز پى بازيچهء طفلانهات * طايران سِدره مىبودند در دست تو رام
وصف ايمانت چگويم اصل ايمان چون تويى * كز شما باشد به عالم دين يزدان را قوام
كى به خوان نعمتِ دنيا گشايد روزه را ، * آنكه از جنّت مَلك مىآورد او را طعام
بر سر آنم كه باشد گرامان از روزگار * مدحتت باشد مرا يكچند ورد صبح و شام
كعبهء كويت كجا و كعبهء بيت الحرام * نقش پايت را شرفها هست بر ركن و مقام
رحمت حق بر دو عالم بسته بر مهر شماست * وانكه او را احتياجى نيست با رحمت كدام
گرچه با مهرت برآرد صبحدم از دل نَفَس * كى تواند كرد هرگز چارهء ظلم و ظلام
چيست گويم ثابت و سيّاره بر چرخ بلند * نور مهرت مىتراود آسمان را از مسام 3794945 خ 0 6 خ
چون خرامى سوى جنّت بسكه شوق خدمتت * بهر استقبال ، نخل طوبى آيد در خرام
بر گل و ريحان نسيم خلد هر گه بگذرد * طايران سدره 4794945 خ 0 7 خ را بوى تو آيد بر مشام
خارجى كى مىشناسد فضل آل مصطفى * قصهء اهل كرم را كس نپرسد از لئام
قدر مهرت را چه داند آنكه شد مفتون جهل * نكهت گل كى شناسد هر كه را باشد زكام
لمعه 5794945 خ 0 8 خ اى يابد اگر از پرتو لطف شما * ماه را ديگر نباشد احتياج از مهر ، وام
من چگويم در ثنايت اى ثنا خوانت خدا 6794945 خ 0 9 خ * مدحتت گيرم توانم گفت عمرى بر دوام
كافرم در روز و شب جز مدحت آل رسول * گر به كار ديگرم باشد هواى اهتمام
در هواى مرقدت بر خاك افتم قرعه 7794945 خ 0 10 خ وار * قرعهء اين دولتم روزى برآيد گر به نام
نقش بندد در ضميرم از تو چون ياد آورم * صورت كام دو عالم بر طريق ارتسام 8794945 خ 0 11 خ
در ثناى تو چه باشد خدمت من گاه گاه * اى كه جبريلت پى خدمت كمر بسته مدام
رحمتى فرما درين درماندگى بر من كه شد * عاجز از تدبير كارم چرخ با اين احتشام
منكه مدّاح توام خود كى روا باشد چنين * گوهر نظم من از تشويش خاطر بى نظام
شاهباز معنيش كى مىتواند رام شد * حسرتى هر سو پى صيد دلم گسترده دام
من كه بهر جرعهء آبى جگر مىسوزدم * حاش لِلّه تشنه مانم با موالات كرام 9794945 خ 0 12 خ
در فغانم هست تأثيرى عجب امّا چه سود * چون صداى جغد نشناسند از صوتِ حمام 0894945 خ 0 13 خ