بنى آدم اعضاى يكديگرند * كه در آفرينش ز يك گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار * دگر عضوها را نماند قرار
تو كز محنت ديگران بى غمى * نشايد كه نامت نهند آدمى
( گلستان / 25 ) ترجمه وارى است از اين سخن مولا ( ع ) : « مؤمنان در همدوستى و همراهى و همسازى پيكرى را مىمانند كه چون عضوى از آن به درد آيد ، ديگر عضوها در بيدارى و دردمندى با او همراه مىشوند . »
بسنجيد با :
بر مسلمانان نمىآرى رحم * مؤمنان خويشند و يك تن شحم و لحم
رنج يك جزوى ز تن رنج همهست * گردم صلح است يا خود ملحمهست « 51 »
( مثنوى ، ج 4 / 3247 ) سعدى مىگويد : « رحمآوردن بر بدان ، ستم است بر نيكان . »
على ( ع ) در خطبهء خويش به مالك اشتر مىفرمايد :
« نيكى كننده و بدى كننده نبايد در پيشگاه تو در يك مقام باشند . چه اين كار موجب عدم رغبت اهل نيكى به نيكى و مايهء تشويق اهل بدى به بدى است . »
سعدى در گلستان مىنويسد : « جان در حمايت يك دم است و دنيا وجودى ميان دو عدم . »
در اشعار منسوب به على ( ع ) مىخوانيم :
« آنچه از دست رفته ، سپرى شده و آنچه در آينده مىآيد ، نامعلوم است . پس برخيز و فرصت را در ميان دو عدم ، غنيمت شمار . » « 52 »
خواجه شمس الدّين محمّد حافظ شيرازى ( متوفّى 791 ه ق ) سرآمد شاعران و عارفان كه شعرش همه بيت الغزل معرفت است و كلامش سرشار از مضامين آيات و احاديث ، علاوه بر اشعار مستقلّى كه در منقبت مولا على ( ع ) سروده است ، در لا به لاى اشعارش مضامين بسيارى از سخنان امام عارفان حضرت مولى الموحدين امير المؤمنين ( ع ) را آورده كه به ذكر نمونههايى بسنده مىشود .
حافظ مىفرمايد :
هامش
( 51 ) . همان ، صص 260 - 261 .
( 52 ) . مضامين مشترك در ادب فارسى و عربى ، ص 67 - 68 ، 61 - 63 .