مىشود . براى اطّلاع از روش حكماى مشاء و اشراقيان رجوع كنيد به :
( فرهنگ علوم عقلى ، دكتر سيد جعفر سجادى ، ص 65 ، 232 ، 234 ) .
شرح
2040945 خ 0 ( 3 ) خ - مصراع اول ناظر است به حديث قدسى : « من طلبنى وجدنى و من وجدنى عرفنى و من عرفنى احبّنى و من احبّنى عشقنى و من عشقنى عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلىّ ديته و من علىّ ديته فانا ديته » يعنى :
كسى كه جوياى من شد پيدا كرد مرا و كسى كه پيدا كرد مرا شناخت مرا و كسى كه شناخت مرا دوستدار من شد و كسى دوستدار من شد عاشق من گرديد و كسى كه عاشق من شد من هم عاشق وى مىشوم و عاشق او كه شدم مىكشمش و كسى را كه من كشتم خونبهاى او بر من است و آن كس كه ديه و خونبهاى او بر من باشد ، من خود ، خونبهاى او هستم . ( كلمات مكنونه ، ملا محسن فيض ، چاپ تهران ، 1316 ) .
3340945 خ 0 ( 4 ) خ - بيت مقتبس است از حديث قدسى « انّ للّه تعالى شرابا لاوليائه ؛ اذا شربوا طربوا و اذا طربوا طلبوا و اذا طلبوا وجدوا و اذا وجدوا طابوا و اذا طابوا ذابوا و اذا ذابوا خلصوا و اذا خلصوا وصلوا و اذا وصلوا اتّصلوا و اذا اتّصلوا فلا فرق بينهم و بين حبيبهم » . يعنى : خداى تعالى را شرابى است دوستانش را ؛ هرگاه بياشامند ، شاد مىشوند و هرگاه شاد شدند ، جوياى حق مىشوند و چون جويا شدند ، مىيابند و چون يافتند ، پاك مىشوند و هرگاه پاك شدند ، محو مىشوند و آن گاه كه ذوب و محو شدند ، خالص مىشوند و چون خالص شدند ، به وصال مىرسند و چون به وصال رسيدند ، به حق متّصل مىشوند و چون به مقام اتّصال رسيدند ، فرقى بين آنها و محبوبشان نيست .
( گنجينة الاسرار ، عمان سامانى ، چاپ تهران ، 1349 ص 81 ) .
اين حديث با اندكى اختلاف : « فلا قرقة » نيز آمده است كه اشاره به مقام تقرب و حضور دارد ولى « فلا فرق » اشاره بر استهلاك كامل و استغراق