شرح
6420945 خ 0 ( 2 ) خ - سمندر : جانورى ذو حياتين شبيه به چلپاسه كه به طور افسانه مىگويند در آتش زندگى مىكند .
( فرهنگ نفيسى )
3420945 خ 0 ( 3 ) خ - عقر : پى كردن ستور و بازداشتن از رفتن ( غياث اللغات ) .
8420945 خ 0 ( 4 ) خ - اينت : كلمهء تحسين و تعجّب است به معنى : زهى !
8420945 خ 0 ( 5 ) خ - قيروان : نام شهرى است در منتهاى ملك مغرب ( مراكش ) در شمال آفريقا - معرّب كاروان .
( غياث اللغات )
3520945 خ 0 ( 6 ) خ - بيت آخر اين قصيده از حكيم صفاى اصفهانى است كه قصيدهاى دارد به همين وزن و قافيه به مطلع :اى دل ار خواهى به سر آهنگ افسر داشتن * كشور تجريد را بايد مسخّر داشتنملك الشعراى بهار در سرودن اين قصيده به قصيدهء بلند صفاى اصفهانى كه در نعت قطب اولياء حضرت على بن ابيطالب عليه الصلاة و السلام است نظر داشته .
* * * [ 43 ]
5420945 خ 0 ( 1 ) خ - ملاذ : پناه ، پناهگاه .
3520945 خ 0 ( 2 ) خ - همام : مهتر قوم ، مرد بزرگ .
6420945 خ 0 ( 3 ) خ - غلو : دست بلند كردن ، از حد در گذشتن .
3520945 خ 0 ( 4 ) خ - بلدان : شهرها ( جمع : بلد ) .
3520945 خ 0 ( 5 ) خ - اغبر : منظور خاك و زمين است ، در اصل خاك آلود ، گرد آلود .
5620945 خ 0 ( 6 ) خ - احصا : شماره كردن .
3420945 خ 0 ( 7 ) خ - مقدمة الجيش : پيشرو لشكر .