تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
از تقى ، دين طلب ؛ ز رعنا ، لاف * از صدف دُر طلب ، ز آهو ناف
( لغت نامه ) ولى مفهوم بيت مناسب است با اين بيت نظامى به نقل از « آنندراج » :
هيچگه بر چين زلف كاكلش نگذشت باد * كز براى بو شناسان نافه زارى بوده است
شرح
3210945 خ 0 ( 4 ) خ - ارم :إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ( سورهء فجر ، آيهء 6 ) بهشت شدّاد كه آن را در عربستان دانسته‌اند . شدّاد معاصر حضرت هود ( ع ) بود و دعوت وى را نپذيرفت . شدّاد بهشتى براى خود بنا كرد ولى زمانى كه مىخواست داخل بهشت خويش شود قبض روح گرديد و بهشت وى در زير ريگ مدفون شد . 3210945 خ 0 ( 5 ) خ - خود : كلاه آهنى كه در جنگهاى قديم بر سر مىگذاشتند . 3210945 خ 0 ( 6 ) خ - درع : زره . 3210945 خ 0 ( 7 ) خ - عيد جلالى : جشن نوروز كه طبق تقويم خيام در زمان جلال الدين ملكشاه سلجوقى در آغاز برج حمل يا فروردين تثبيت شده است . 3210945 خ 0 ( 8 ) خ - زينهار : زنهار ، بپرهيز ( صوت تنبيه و تحذير ) . 7310945 خ 0 ( 9 ) خ - كوش : كوشش كن . بن مضارع در فارسى ، اسم مصدر نيز هست ولى ضبط آن از اكثر فرهنگ نويسان فوت گرديده است . مانند : باش به معنى بودن : « دنيا نردبانى است كه بر آن گذر بايد كرد و محلّ باش نيست » ( فيه ما فيه ) كوش در معنى اسم مصدر بثبت رسيده ، نزارى قهستانى گويد :تا نكند دوست نظر ، ضايع است * سعى من و جهد من و كوش من( فرهنگ رشيدى ) 6110945 خ 0 ( 10 ) خ - انحصار : محدود بودن ، مقصور شدن . 4210945 خ 0 ( 11 ) خ - بحار : درياها ( جمع بحر ) . 4210945 خ 0 ( 12 ) خ - رعد : غرّش ابر ، تندر . 6110945 خ 0 ( 13 ) خ - فيض : لبالب شدن ، مجازا فضل و لطف .