شرح
5300945 خ 0 ( 5 ) خ اذفر : تيز بوى ، بسيار بويا .
5300945 خ 0 ( 6 ) خ صرصر : باد سخت و سرد .
6300945 خ 0 ( 7 ) خ قلندر : مجرّد از كونين و مفرّد از دارين ( فرهنگ عرفانى ، دكتر سيد جعفر سجادى ص 382 ) قلندريه فرقهاى از صوفيان هستند كه موى سر را مىتراشيدند و جامهاى كبود در مىپوشيدند . حافظ فرمايد :هزار نكتهء باريكتر ز مو اينجاست * نه هر كه سر بتراشد قلندرى داند* * * [ 17 ]
9300945 خ 0 ( 1 ) خ بيت اقتباس است از :« وَ نادَيْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا » .( او را ( موسى ) از جانب راست طور ندا كرديم و وى را قرب مناجات خود داديم ) ( سورهء مريم ، آيهء 53 ) .
4300945 خ 0 ( 2 ) خ بيت اشاره به خلقت آدم دارد كه خداوند او را از خاك پديد آورد .
( قرآن كريم ، سورهء ص ، آيهء 76 - سورهء حجر ، آيات 28 تا 33 ) .
1400945 خ 0 ( 3 ) خ لب : مغز .
1400945 خ 0 ( 4 ) خ تابنده هور : ماه روشن و درخشان - به معنى خورشيد نيز به كار برده شده است .
1400945 خ 0 ( 5 ) خ صبح نشور : بامداد قيامت . اين كلمه سه بار در قرآن كريم آمده است ( سورهء فرقان آيات 4 ، 42 و 49 ) .
1400945 خ 0 ( 6 ) خ حور : جمع حوراء يعنى زن سياه چشم امّا در فارسى از اين جمع مفرد افاده مىشود .
1400945 خ 0 ( 7 ) خ زبور : كتاب حضرت داوود كه بعضى تصور كردهاند سرودهء خود اوست ليكن مطابق نصّ قرآن زبور كتاب آسمانى است :« وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً » .( و زبور را به داوود داديم ) ( سورهء نسا ، آيهء 161 ) . نيز« وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ » .( ما پيش از اين قرآن در زبور نوشتيم كه زمين را بندگان شايستهء من به ارث مىبرند ) ( سورهء انبيا ، آيهء 105 ) .