گويد : گفتم بفرمائيد گفتار خداوند كه فرموده : * ( وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ ) * - مائده : 3 « معنايش چيست ؟
فرمود : منخنقه آن حيوانيست كه گلو و راه تنفّسش را بفشارند تا خفه شود و بميرد ، و موقوذه آن حيوانست كه بيمارى پيدا كند كه نتواند از جاى برخيزد يا بجنبد و همچنين بماند تا بميرد ، و متردّيه آنست كه از سطح بلندى چون كوه بيفتد يا در چاهى افتد و بميرد ، و نطيحه آنست كه حيوان شاخ دارى او را با شاخش زخم زند و از جراحت آن بميرد ، و آنچه درنده اى آن را پاره كند و از آن بخورد ، « * ( وَما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ ) * » يعنى آن را كه براى مجسّمه اى يا بتى قربانى كردهاند مگر اينكه حيوان را زنده يابند و خود ذبح شرعى كنند ( آن وقت حرام نخواهد بود ) .
گويد : عرض كردم مراد از « * ( أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأَزْلامِ ) * » ( آنچه را كه با تيرهاى قمار پخش مىكنيد ) چيست ؟ فرمود : در زمان پيش از اسلام ده نفر با هم شترى را مىخريدند و با ده تير قرعه مىكشيدند كه هفت عدد آن نصيب داشت و سه عدد بىنصيب ، و تيرهاى با نصيب را بنام فذّ و توأم و نافس و حلس و مسبل و معلَّى و رقيب مىناميدند ، و بىنصيبها را فسيح و منيح و وغد ، و آنها را ده نفر شريك مىگردانيدند و هر يك قرعه اى برمىگرفت ، آن سه كه نام بىنصيبها بنامشان بيرون مىآمد به شركت
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 471
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٧١