اين نيست كه در شكم خود آتش پر مىكنند و به زودى به همان آتش مىسوزند ) .
3653 - و محمّد بن حسن صفّار قمّى - رضى الله عنه - به حضرت عسكرى عليه السّلام طىّ نامه اى نوشت : « مردى قافله ها را بدرقه مىكند براى حفظ و حراست آنها در جاهاى هولناك ، امّا از طرف دولت نيست بلكه خود مردم با او شرط كردهاند كه مبلغ معيّنى به دو بدهند ، آيا اين مبلغ را مىتواند از آنها بستاند يا نه ؟ » اما در پاسخ مرقوم فرمودند : « اگر خود را به كار مخصوصى اجير داده باشد اشكالى ندارد » .
3654 - و محمّد بن عيسى بن عبيد بن يقطين به امام هادى عليه السّلام نامه اى نوشت كه مردى فرزند خود را به خيّاطى سپرده و شرط كرده است تا يك سال فرزندش نزد وى كار كند و فلان مبلغ اجرت بگيرد ، سپس شخص ديگرى پيدا شده ، مىگويد فرزند خود را به من بسپار به مقدارى بيشتر از آنكه با خيّاط قرار كرده اى . آيا اختيار دارد و مىتواند اجارهء اوّلى را به هم بزند يا نه ؟ امام عليه السّلام در پاسخ نامه به خطَّ خويش مرقوم داشتند : بر او واجب است كه شرط و قرارى را كه با اوّلى داشته تا هنگامى كه فرزندش مريض يا ناتوان از كار نگشته است اجرا كند .
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 232
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٣٢