. . . گريه كرد
آب در مقابلش قد كشيد و گريه كرد * ماجراى ديگرى آفريد و ، گريه كرد
خسته بود روح عشق از حصار زندگى * شد كبوترى رها ، پر كشيد و گريه كرد
طاقت و توان نداشت ، مثل موج بيقرار * در كنارهء فرات آرميد و گريه كرد
آفتاب بعد او ، تيره شد ، سياه شد * چشم ماه خسته شد بس كه ديد و گريه كرد
مرد عشق آمد و ، بر هزار گل نشست * از بهار آخرين دل بريد و گريه كرد
90 . موسوى آرانى ، سيد شهاب ( موسوى )
در سال 1304 در آران كاشان به دنيا آمد و در سال 1368 درگذشت و در زادگاه خود به خاك سپرده شد . او در شعر « موسوى » تخلص مىكرد و اشعار او بيشتر صبغهء آيينى داشت .
ازوست :
قبلهء عشاق
عارف و عامى به جستجوى حسينست * خلق جهانى در آرزوى حسينست
گرچه به جز كعبه قبلهاى نشناسم * قبلهء عشاق ، خاك كوى حسينست
آيهء « تطهير » در نُبىست به شأنش * سورهء « و اللَّيل » وصف روى حسينست
معنى هر آيهاى ز سورهء « وَ الشَّمس » * شمهاى از صورت نكوى حسينست
لطف بهشت و صفاى روضهء رضوان * طُرفه نشانى ز خُلق و خوى حسينست
آنچه رهاند تو را ز آتش دوزخ * هست يقينم كه آبروى حسينست
گفت محمّد كه : دشمنست خدا را * هر كه عدوى من و عدوى حسينست
ماه محرّم مگر دميده كه اين سان * باز به هر گوشه گفتگوى حسينست
آب روان را كه مَهر فاطمه خوانند * بسته ندانم چرا به روى حسينست ؟ !
وااسفا ! در زمين ماريه « 1 » گويى * خون خدا جارى از گلوى حسينست
در صف محشر همه به فكر بهشتاند * « موسوى » آنجا به جستجوى حسينست « 2 »
هامش
( 1 ) . سرزمين كربلا .
( 2 ) . خورشيدسرايان ، ص 67 .