ذو الجناح دادخواهى ، بىسوار و بىلگام * در بيابانها رها مىماند ، اگر زينب نبود
در عبور از بستر تاريخ ، سيل انقلاب « 1 » * پشت كوه فتنهها مىماند ، اگر زينب نبود
كليد كوچك
گل سرخ و سپيد كوچك ما * اصغر ما ، شهيد كوچك ما
ارتفاع حماسه را تيغ است * جنگجوى رشيد كوچك ما
در عروق بهشت جارى شد * جويبار سپيد كوچك ما
زندگى در عذاب وجدان سوخت * با غروب اميد كوچك ما
قصّهء تلخى از شقاوت گفت * داس با شنبليد كوچك ما
ميخ در چشم ظالمان كوبيد * ميخك برگ بيد كوچك ما
درِ گلخانهء شهادت را * مىگشايد كليد كوچك ما
از پيامى بزرگ سرشار است * دستهاى شهيد كوچك ما « 2 »
59 . عابد تبريزى ، محمد ( عابد )
استاد محمد عابد به سال 1313 در شهر تبريز به دنيا آمد و در خانوادهاى فرهنگدوست و اهل شعر و ادب پرورش يافت . پدرش مرحوم تاج الشعرا « مولانا يتيم » از شعراى وارسته ، عارف مشرب و دلسوخته آل اللّه خطهء آذربايجان به شمار مىرفت و شادروان محمد على ( فتى ) كه به نگارندهء اين سطور چشم عنايتى داشت و شاعرى توانا و قوىپنجه در ميدان غزل به شمار مىرفت خود را وامدار آن بزرگوار مىدانست و از منش كريمانه و خوى اديبانهء او حكايتها داشت . خداىِشان بيامرزد !
عابد تحصيلات مقدماتى را در زادگاهش به پايان برد و بعدها به استخدام بانك تجارت درآمد و چند سالى است كه دورهء بازنشستگى را تجربه مىكند .
عابد ، شاعرى است آزاده و توانا و داراى مناعت طبع و عزّت نفس كه در پژوهش و بررسى آثار بزرگان ادب فارسى دستى دارد و طبعا درونگرا و فارغ از دنياى پرآشوب شهرت ؛
هامش
( 1 ) . غزل معاصر ايران ، به كوشش عليرضا قزوه ، ص 118 .
( 2 ) . عشق بىغروب ، قادر طهماسبى ( فريد ) ، ص 73 و 74 .