توقيع « الى ربّكَ فَارغب » به تو نازل * تو باديه پيماى « الى ربّ سَيَهدين »
حقا حَجر كفش كنت : قبلهء عالم * چون تربت پاك تو كه مسجود مصلّين
يا مَن دَمُه غسل قليل العَبَراتى * حُزنى وَ بكائى بكَ يا ملجأ عاصين
اى قائل « عمداً سَحِقونى » بِابى انت * يا ليتَ لكَ الفديَة آباء محبّين
اى قبر تو و اكبر تو ، نور على نور * تو كوكب دُرّى ، شهدا دور تو پروين
در سايهء « طوبى وَ لَهُم حُسن مآب » است * در صحن تو گر خاك شود ( ناظم ) مسكين
لا غيرك مقصود مرادى ، دم مردن * لا بَعدكَ محبوب فؤادى ، سر بالين
چون بر سر نى شد سر نوباوهء طاها * جبريل ندا داد كه : « و الشّمس و ضحيها »
امروز زنم سينه ز بىدستى عباس * يَبكون لِعبّاس « منَ الجنّة و النّاس »
حتّى كه « تكاد يَتَفطّرنَ سموات » * بس نوحهگرى كرد حسين بر سر عباس
« الانَ اخى ! انكَسَرَ ظَهرى » ازين غم * كو چاره به جز صبر « اعوذُ بربِ « 1 » الناس »
امروز شده قطع « يدا جعفر عمّى » * امروز حسن كشته شد از سودهء الماس
آمد كمرِ خم شه دين جانب خيمه * زانو به كف و وا اسفا گو علىَ العباس
شد در حرم آشوب « اذا زلزلتِ الارض » * از خوف اسيرى ، همه افتاده به وسواس ؟
ناظم « فقد استمسكَ بالعُروة وثقى » * زين منصب شاهانه كه دادت مَلكُ الناس « 2 »
31 . شيخ محمد ( فانى ) بروجردى
فرزند حاج ملا باقر ( متوفاى 1336 ه . ق ) ، مردى اديب و فاضل بوده و جريان مسافرت خود را به عتبات عاليات در قالب يك تركيببند به تصوير كشيده است . وى صاحب ديوان است و مزارش در گورستان كوى صوفيان در شهر زادگاهش بروجرد قرار دارد . اين دو بيت ماتمى از اوست :
گفت زينب كه : مرا ديدهء تر مىبايد * گريه بر خويش به هر شام و سحر مىبايد
بهر بىبرگى اولاد على در ره شام * توشه از خون دل و لخت جگر مىبايد « 3 »
هامش
( 1 ) . براى رعايت وزن شعر ، بايد اين كلمه بدون تشديد حرف ( با ) تلفظ شود .
( 2 ) . همان ، ص 401 تا 403 .
( 3 ) . تذكرهء حسين حزين ، ص 343 و 346 .