Skip to main content

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — Page 297

Contributors:

P.297
حاج ميرزا حبيب خراسانى

چون هماى دولتش بال عدالت گسترد

صبح چون خورشيد خاور ، سر ز مشرق بركند * ساقى خورشيد منظر ، باده در ساغر كند
آفتابِ مىكند از مشرق ساغر طلوع * جلوه‌گاه بَزم را ، چون عرصهء خاور كند
ساقى سيمين بدن ، از دَر دَرآيد سرگران * باده در مينا نمايد ، عود در مجمر كند
زلف مشكين را پريشان سازد ، از سَر تا كمر * مشكوى عشّاق را ، چون طبلهء عنبر كند
طرّهء جادوى او ، مه را ، به زنجير افكند * حلقهء گيسوى او ، خورشيد را چنبر كند
كعبهء ابرويش ، ار زاهد ببيند ، در نماز * مىنپندارم كه رو ، در قبلهء ديگر كند