Skip to main content

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — Page 145

Contributors:

P.145
حافظ شيرازى

شوق كعبه

يوسف گم گشته باز آيد به كنعان غم مخور * كلبهء احزان شود روزى گلستان غم مخور
اى دل غمديده حالت به شود دل بد مكن * وين سر شوريده باز آيد به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن * چتر گل بر سر كشى اى مرغ خوشخوان غم مخور
دوُر گردون گرد و روزى بر مُراد ما نرفت * دائما يكسان نماند حال دوران غم مخور
هان مشو نوميد چون واقف نئى از سرّ غيب * باشد اندر پرده بازيهاى پنهان غم مخور
اى دل ار سيل فنا بنياد هستى بر كند * چون تو را نوحست كشتيبان ، ز طوفان غم مخور
خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — Page 145 | محمد على مجاهدى