كاملا معلوم است كه اگر دست به آن بزند خون جارى خواهد شد ) بايد از اين كار دست بردارد .
و باز از آن حضرت سؤال كرد : كسى كه نماز ميخواند اگر پرنده اى در آستين يا جيب لباس خود داشته باشد نماز او با اين وضع چگونه است ؟ فرمود : اگر ميترسد كه چون رهايش كند پرواز نمايد و برود ، همراه داشتن آن اشكالى ندارد .
و باز ( علىّ بن جعفر ) از آن حضرت پرسيد : شخصى كه بر بدنش ثالول است ( يعنى همان دانه هاى گوشت اضافى كه بر سطح پوست دست و بدن بعضى از افراد ميرويد و در اصطلاح عمومى آن را زگيل مينامند و غالبا با بستن يك رشته نخ به انتهاى آن كه موجب قطع جريان خون و سياه شدن آن قسمت مىشود آن را از بدن جدا ميسازند يا خودبخود با اين عمل مىافتد ) يا جراحتى در بدن دارد ، آيا هنگام نماز ميتواند آن زگيل را ( يا هر زائدهء گوشتى يا پوستى ديگر را كه بر سطح بدن ميرويد ) از بدن خود جدا سازد ؟ يا جزئى از گوشت آن زخم را جدا كرده و دور اندازد ؟ آن حضرت فرمود : اگر بيم نداشته باشد كه از محلّ آن خون جارى شود باكى نيست ، ولى اگر ميترسد كه خون روان شود اين كار را نكند .
شارح گويد : « اين خبر محمول بزمانى است كه گوشت جدا شده خشك باشد ، در غير اين صورت تكَّه گوشتى كه از بدن يك جاندار جدا مىشود در حكم ميته و نجس است ، لذا اگر جدا مىكند با آن نماز نخواند و چنانچه مرطوب و مسرى باشد دست را متنجّس مىكند » .
و باز از آن حضرت پرسيد : هر گاه شخصى در حال نماز باشد و كسى سنگى
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 383
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٨٣