بدان كه قريش چند مدت در قحط و سختى بودند ، آن سال كه آمنه حامل شد به رسول صلى اللّه عليه و آله روى زمين سبز شد و درختها بر برآورد و از هر جانب كاروانها روى به مكه نهادند ، نعمت ارزان شد ، آن سال را سال فتح و خرمى نام نهادند و عبد المطلب در آن زمان حاكم و مطاع بود و در آن زمان هر روز بيرون آمدى رداء برافكندى و طواف كعبه كردى و نظر به نور رسول كردى ، گفتى : اى قريش من بدين نور مىنگرم از ديدن مدتى ملول نمىشوم .
قريش گفتندى : ما نمىبينيم آنچه تو مىبينى .
ابن عباس گويد : از امارات حمل محمد يكى آن بود كه آن شب . . . . « * »
هامش
* اينجا در نسخهء اصل نيم صفحهاى سياه شده و خوانا نيست و نسخهء ديگرى هم نيافتيم .