ششم : حتف ، اين سه تيغ را از سلاح بنى قينقاع گزيده فرمودند .
هفتم : رسوب و آن را از « رسب » در آب استعاره كردهاند « اى يمضى فى الضّربة و يغيب » .
هشتم : مجذم يعنى قاطع . اين هر دو را زيد الخيل به حضرت فرستاد ، و به روايتى على عليه السّلام از بتخانه فلس كه بتى از قبيله طىّ است برگرفت ، و نيز گفتهاند كه : رسوب از جمله هفت شمشير است كه بلقيس براى سليمان فرستاد .
نهم : قضيب يعنى لطيف يا قطاع . گويند : اول شمشيرى است كه پيغمبر بر ميان بست .
دهم : عضب و آن را سعد بن عباده هديه ساخت و گويند : شمشير ديگر از پدر به ميراث يافت .
على عليه السّلام فرمايد : در قبضهء يكى از اين شمشيرها صحيفهاى يافتم كه در آن علوم بسيار بود از جمله اين سه كلمه نگاشته بود : پيوند كن با هر كه از تو قطع كند . سخن حق بگو اگر چه از بهر تو زيان باشد . و احسان كن به هر كه با تو بدى كند .
در ذكر درعهاى پيغمبر
رسول خداى را هفت ( 7 ) زره بود :
اول : ذات الفضول و آن را سعد بن عباده هنگام سفر بدر هديه كرد ، و اين زره موشح به نحاس بود و سه حلقه از نقره داشت ، دو از قفا و يكى از پيش روى . رسول خدا آن را در جنگ احد با زره ديگر متظاهر ساخت ، و در روز حنين ذات الفضول را با درع سعديه بر زبر هم پوشيد ، و بعد از رسول خدا ، على عليه السّلام ذات الفضول را بداشت و در جنگها بپوشيد و در جنگ جمل نيز در برداشت .
دويم : ذات الوشاح .
سيم : ذات الحواشى .
چهارم : التبرى ، و اين زره را سعد بن عباده هنگام ورود پيغمبر به مدينه هديه ساخت ، زره دراز و گشاده بود ، و هنگام وفات رسول اللّه در نزد ابو شحم جهود به