زنان مردم فريفته آواز او نشوند - و اين قصّه در جاى خود رقم شد - .
سى و هفتم : شمعون بن زيد كه پدر ريحانه سريه پيغمبر بود .
سى و هشتم : حمزة بن ابى حمزه ، بعضى گويند : حمزه همان يابور القبطى است كه خصى بود و مقوقس او را به هديه فرستاد . و نيز گفتهاند ابو ضميره از اسراى عرب است ، ام سلمه خاص از بهر پيغمبر او را خريد و آزار ساخت . و نيز گفتهاند او روح بن شيرزاد است از اولاد گشتاسب پادشاه عجم و پيغمبر از براى او كتابى نوشت و وصيّت فرمود كه فرزندان خود را وصيّت مىكن كه اين كتاب را از پدر به پسر دست به دست بگردانند تا آنگاه كه قائم آل محمد ظهور كند ، پس تسليم او دارند . حسين بن عبد اللّه بن ضميرة بن ابى ضميره آن كتاب را به حضرت مهدى سلام اللّه عليه آورد و آن حضرت بگرفت و بر ديده نهاد و او را عطاى فراوان بداد .
سى و نهم : عبيد اللّه بن اسلم .
چهلم : غيلان .
چهل و يكم : فضالة اليمانى او را رفاعة بن زيد الجذامى هديه ساخت و در وادى القرى شهيد شد .
چهل و دويم : نضير بن ابى ضمير .
چهل و سيم : كريب .
چهل و چهارم : محمّد بن عبد الرّحمن .
چهل و پنجم : ماهى ، پيغمبر نام او را به محمّد بدل ساخت او نيز از هداياى مقوقس است .
چهل و ششم : مكحول .
چهل و هفتم : نافع ، كنيت او ابو السّايب است .
چهل و هشتم : نبيّه از مولّدين سراة و اسلم است .
چهل و نهم : نهيك .
پنجاهم : نقيع يا مقنع ، مكنّى به ابو بكره هنگام محاصره طايف از حصن به زير آمده به حضرت رسول پيوست و پيغمبر او را آزاد كرد - چنان كه مذكور شد - .
پنجاه و يكم : هرمز ، او را ابو كيان كنيت بود .
پنجاه و دويم : وردان .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1902
مساهمون: لسان الملك سپهر
ص١٩٠٢