تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1221

مساهمون:

ص١٢٢١
فانّ اباك الخير حمزة فاعلمى * وزير رسول اللّه خير وزير
دعاه إله الحقّ ذو العرش دعوة * الى جنّة يرضى بها و سرور
فذلك ما كنّا نرجّى و نرتجى * لحمزة يوم الحشر خير مصير
فو اللّه لا انساك ما هبّت الصّبا * و لا بكين فى محضرى و مسيرى
على اسد اللّه الّذى كان لم يزل * يذود عن الاسلام كلّ كفور
الا ليت شلوى « 1 » يوم ذاك و اعظمى * الى اضبع ينتبننى « 2 » و نسور « 3 »
اقول و قد اعلى النّعىّ « 4 » بهلكه * جزى اللّه خيرا من اخ و نصير
بالجمله بعد از گذاشتن حج و عمره خداوند خواب رسول خدا را در گزاشتن حج بر منافقين راست آورد و اين آيت بدين فرود شد :
لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لا تَخافُونَ فَعَلِمَ ما لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذلِكَ فَتْحاً قَرِيباً
« 5 »
.
همانا خداوند راست آورد خواب رسول خويش را ، چه فرمود : اگر خداى خواهد به مسجد الحرام در خواهيد آمد و با خاطره آسوده سترنده سرها و چيننده مويها « 6 » خواهيد بود و فتحى نزديك از بهر شما روزى . و اين كنايت از فتح خيبر و صلح حديبيه است ، چنان كه از اين پيش نگار يافت .

مكتوب پيغمبر با جبلة بن ايهم

و هم در اين سال رسول خداى با جبلة بن ايهم غسّانى مكتوب كرد و او را به اسلام دعوت فرمود . و جواب نامه را با هديه بفرستاد و مسلمانى گرفت و اين مسلمانى تا زمان خلافت عمر بن الخطّاب بپائيد ، اين وقت آهنگ زيارت مكه نمود و هنگام طواف مردى از قبيلهء فزاره پاى بر ازار او نهاد و ازارش گشوده شد . « 7 » جبله را خشم بجنبيد و لطمه‌اى بر روى او بزد چنان كه بينى او بشكست . مرد فزارى به
هامش
( 1 ) . الشلو : عضوى از اعضاى لحم . ( 2 ) . اضبع : جمع ضبع است كه كفتار باشد . ( 3 ) . نسر : عقاب و جمع آن نسور . ( 4 ) . معى : مبشر به مرگ . ( 5 ) . سورهء فتح ، آيه 27 . ( 6 ) . سر تراشيده و ناخن گرفته . ( 7 ) . ازار : لباسى كه از كمر به پائين پوشند .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1221 | لسان الملك سپهر