تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1427

مساهمون:

ص١٤٢٧

مرگ خواستن ابو موسى براى اشعريّين

ابو موسى اشعرى گويد كه : جماعت اشعريّين مرا به حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله براى طلب مركب برانگيختند و فرمود : و اللّه ما احملكم على شيء يعنى : سوگند با خدا كه شما را بر چيزى سوار نكنم . همانا پيغمبر خشمگين بود و من آگهى نداشتم و اندوهناك بازگشتم ، و هم در بيم بودم كه مبادا بر من خشم گرفته باشد . چون صورت را بر اصحاب خود بازنمودم زمانى دير بر نيامد كه رسول خداى مرا طلب فرمود : و شش ( 6 ) نفر شتر بداد تا مردم خود را برنشانم . پس شتران را بديشان آوردم و چند كس از اصحاب خود را به نزديك پيغمبر بردم تا ذمّت خود را برى كنم ، و بازنمايم كه نخست رد ملتمس من كرد و از پس آن بذل مركب فرمود . و به روايتى أبو موسى عرض كرد : يا رسول اللّه سوگند ياد فرمودى كه ما را مركب ندهى ، چه پيش آمد كه عنايت رفت . فرمود : خداى شما را سوار كرد ، و مرا فرمان داده كه چون در امرى نگران سودى شوم سوگند بشكنم و كفارت دهم . گويند : سى هزار ( 30000 ) كس لشكر آهنگ سفر تبوك كرد و از اين جماعت هزار ( 1000 ) تن سواره بود و ديگر مردم پياده طى مسافت همىكردند .

تقاعد منافقين از غزا

بالجمله در اين وقت هشتاد و دو ( 82 ) تن از جماعت بنى اسد و غطفان و رهط عامر بن الطفيل به عذر فقر و عدم بضاعت خواستند تا با لشكر كوچ ندهند ؛ و ديگر عذرها تراشيدند و گفتند : بيم داريم كه چون با سپاه كوچ دهيم مردم طى قبيله ما را به دست غارت پايمال كنند ، پيغمبر فرمود : زود باشد كه خداوند حاجت مرا با شما نگذارد و خداى اين آيت بفرستاد :
وَ جاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَ قَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ، لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ وَ اللَّهُ غَفُورٌ
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1427 | لسان الملك سپهر