تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1255

مساهمون:

ص١٢٥٥
از سنگ برجهانند و سفيده دم به دستيارى فرسان غارت بر دشمنان اندازند و گرد برانگيزند و به ميان اعدا درآيند . آنگاه در حق حارث بن مكيده مىفرمايد :
إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ .
« 1 » همانا انسان خداوند خويش را ناسپاس و بر كردار نكوهيدهء خود داناست . مع القصه بعد از قتل حارث ، پسر عم او عمرو بن الفتّاك چون پلنگ آشفته اسب بزد و به ميدان آمد و اين شعر بگفت .
انا عمير و انا ابن الفتّاك * و فى يدىّ نصل سيف بتّاك
امير المؤمنين عليه السّلام در پاسخ فرمود :
دونكها مترعة دهاقا * كاسا دهاقا مزجت ذعاقا
انّى امرؤ اردى اذا ما لاقا * اقدّ هاما و اجذّ ساقا « 2 »
و او را نيز با تيغ درگذرانيد و فرياد برداشت كه اگر مبارزى است طريق ميدان سپرد . هيچ كس را از آن جماعت نيروى مبارزت نماند . پس على اسب برجهاند و حمله افكند و صف بدريد و در ميان لشكر از چپ و راست مرد و مركب به خاك افكند ، چندان‌كه يكصد و بيست ( 120 ) كس از آن جماعت عرضهء دمار و هلاك گشت . اين وقت سپاه دشمن شكسته شد و طريق هزيمت پيش داد . پس على عليه السّلام زنان و فرزندان ايشان را اسير گرفت و اموال آن جماعت را مأخوذ داشت و ارباع « 3 » ايشان را خراب كرد و طريق مراجعت گرفت . اين هنگام جبرئيل فرود شد و رسول خداى را مژده فتح رسانيد . پس آن حضرت بر منبر شد و اصحاب را آگهى داد و فرمود از مسلمين بر زيادت از دو تن مقتول نگشت . پس فرود شده به اتفاق مردم مدينه به استقبال على بيرون شد و سه ميل
هامش
( 1 ) . سورهء عاديات ، آيه 6 و 7 . ( 2 ) . در شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) ، اين اشعار خطاب به موسى بن حازم عكّى است . فراگير اين كاسه را پر كردهء پر ، كاسهء زهر كه آميخته است به نمك آب . به درستى كه ما هرآينه قومى باشيم كه نبينيم آنچه ملاقى شود مه را ، شكافم به درازاى تارك را و برم به پهنا ساق رااى سفله به قصد خون خود خيره مشو * ناموس چه ورزى سر خود گير و برودر مزرع دهر باشد از تيغ مرا * داسى كه به آن كنم سر خصم درو( شرح ديوان منسوب ص 598 ) . ( 3 ) . ارباع ، جمع ربع : منزل .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1255 | لسان الملك سپهر