و بناى آن را با سنگ نهادند ؛ و چون با زمين راست شد ، خشت همىزدند و نخست ديوار با يك خشت بود و چون مسلمانان زياده شدند ، مسجد را بر سعت بيفزودند . « 1 »
در اين نوبت با يك خشت و نيم برآوردند ، و چون باز زياده شدند ، با دو خشت بنا كردند ، و به مقدار يك قامت مرد برآوردند ، و چون حرارت شمس زحمت مىداد ، به خواستارى مسلمانان مسقّف كردند . و ستونها از چوب خرما راست كرده از برگ خرما و علفها پوشش نمودند . چون اين پوشش مانع و دافع باران نبود ، اصحاب عرض كردند كه اگر اجازت رود ، اين پوشش را با گل اندوده كنيم .
پيغمبر فرمود : چوب بستى مانند چوب بست موسى كردهام و بر آن چيزى نمىافزايم ، و اين مسجد در زمان رسول خداى بدين گونه بود . و چون سايهء ديوار به اندازهء يك ذراع مىافتاد ، آن حضرت نماز ظهر مىگذاشت و چون يك ذراع ديگر افزون مىشد ، نماز عصر به پاى مىداشت و در پايان مسجد مظلهاى « 2 » بود .
و به روايتى چون قبله از بيت المقدس به سوى كعبه بگشت ، جانب قبله نخستين را كه مظله بود ، براى مساكين و بعضى از مهاجرين كه منزل و مأمنى « 3 » نداشتند ، محل اقامت مقرّر شد و ايشان را اصحاب صفّه ناميدند . و صد ( 100 ) تن افزون بودند .
چنان كه ذكر احوال بعضى در جاى خود خواهد شد .
و در فضيلت اين مسجد از رسول خداى حديث كنند كه مىفرمايد :
صلاة فى مسجدى هذا أفضل و خير من ألف صلاة فيما سواه من المساجد الّا المسجد الحرام .
بالجمله در بناى اين مسجد ؛ اصحاب از حرّه سنگ مىآوردند و آن حضرت نيز موافقت و مرافقت مىنمود و مىفرمود :
هذا الحمال لا حمال خيبرا * هذا أبرّ ربّنا و أطهر « 4 »
و هم اين رجز مىخواند :
هامش
( 1 ) . بر وسعت مسجد افزودند .
( 2 ) . سقف و سايهبان داشت .
( 3 ) . مأمن : جاى امن .
( 4 ) . اينها بارهاى پربركت است نه بارهاى خيبر ، آرى سوگند به پروردگار ما اين نيكوتر و پاكتر است .