غالب است .
و چون رسول خداى اضطراب ابو بكر را نگريست ، فرمود : اى ابو بكر آن غار را نظاره كن . چون نظر كرد ، دريائى نگريست و سفينهاى « 1 » در كنار بحر حاضر ديد ، پس لختى بياسود و با خود انديشيد كه اگر دشمنان به غار درآيند به كشتى در خواهد شد و بر آب دريا عبور خواهد داد .
اما چون كفّار با غار نزديك شدند كبوتران برپريدند ، و پردهء عنكبوتان بديدند .
گفتند : بدين غار نيز بايد دررفت و فحصى كرد . اميّة بن خلف گفت : پيش از ميلاد محمّد ، عنكبوت بدينجا رسيده و تار تنيده ، ناچار مراجعت كردند .
در خبر است كه كبوتران مكه از نسل آن دو كبوترند كه از بركت ايشان هنوز در حرم مكه به ايمنى طيران نمايند ، و در شأن عنكبوت آمده كه لشكرى است از لشكرهاى خدا و مردمان را از كشتن آنها نهى كردهاند .
[ منابع مؤلف در نگاشتن تاريخ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ]
معلوم باد كه راقم حروف در تاريخ پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و آل او بيشتر خبر اهل سنت را مىنگارد كه سنى و شيعى در آن اتّفاق دارند و اگر سخنى بر خلاف عقيدت علماى اماميه اثناعشريه در ميان آيد آن را باز مىنمايد .
همانا خبر هجرت رسول خداى تا بدين جاى كه نگاشته آمد ، موافق احاديث سنى و شيعى است و آن فضايل و آيات كه در شأن على عليه السّلام رفت ، و آن مباهات كه خداى به سبب على عليه السّلام با فريشتگان فرمود ، نيز اهل سنت اتّفاق دارند ، اما علماى شيعه را در بعضى از اين سخنان روايت ديگر است .
هامش
( 1 ) . سفينه : كشتى