[ وفات اولاد عبد مناف ]
و اولاد عبد مناف بدين ترتيب وفات كردند : نخستين هاشم در غزه كه از ارض شام است وفات يافت ، پس از او عبد الشّمس در مكّه به درود جهان كرد ، و المطّلب در ارض ردمان كه از نواحى يمن است رخت به ديگر سراى كشيد ، آنگاه نوفل در سلمان كه از اراضى عراق عرب است درگذشت چنان كه مطرود كه يكى از شعراى عرب است انشاد نمود :
ثمّ اندبى الفيض و الفيّاض مطّلبا * و استخرطى بعد فيضات بحمّات
امسى بردمان عنّا اليوم معتربا * يا لهف نفسى عليه بين اموات
و ابكى لك الويل انا كنت باكية * لعبد شمس بشرقىّ البنيات
و هاشم فى ضريح وسط بلقعة * تسفى الرّياح عليه بين غزّات
و نوفل كان دون القوم خالصتى * امسى بسلمان فى رمس بموتات
مع القصة آنگاه كه قصىّ وفات يافت بر حسب وصيّت او منصب سقايت و رفادت و حجابت و دار الندوة و لواء با عبد الدّار بود و عبد مناف چندانكه زنده بود در آن رخنه نينداخت تا زمان هاشم پيش آمد .
[ هاشم بن عبد مناف ]
اما هاشم بن عبد مناف را نام عمرو بود و از جهت علوّ مرتبت او را عمرو العلى مىگفتند و كنيت او ابو نضله « 1 » است و از غايت جمال او را و مطّلب را البدران « 2 » گفتندى و او را با مطّلب كمال مؤالفت و ملاطفت بودى چنان كه عبد الشّمس را با نوفل نهايت مؤانست و موافقت مىبود .
مع القصه چون هاشم به كمال رشد رسيد آثار فتوت « 3 » و مروت از وى به ظهور رسيد و مردم مكّه را در ظلّ حمايت خويش همىداشت . چنان كه وقتى در مكّه بلاى قحط و غلا « 4 » پيش آمد و كار بر مردم صعب گشت ، هاشم در آن قحط سال همى
هامش
( 1 ) . متن : فضله .
( 2 ) . بدر : ماه شب چهاردهم را گويند .
( 3 ) . فتوت : جوانمردى .
( 4 ) . غلا : گرانى .