دست بيگانه يافتند سپاهى گرد كرده با او مصاف دادند و در كرّت نخست قصىّ شكسته شد ، لاجرم رزاح برادر مادرى خود را از ميان قضاعه طلب فرمود و شعرى چند به دو فرستاد كه آن يك بيت از آن جمله است :
رزاح ناصرى و به اسامى * فلست اخاف ضيما « 1 » ما حييت « 2 »
چون اين خبر به رزاح رسيد سه تن از برادران خود را كه نخستين حنّ « 3 » نام داشت و آن ديگر محمود و سيم را جلهمه مىگفتند . و اين جمله فرزندان ربيعه بودند كه از زنان ديگر داشت نه از مادر رزاح ، چه مادر او فاطمه مادر قصىّ بود . بالجمله ايشان را برداشته با فوجى از قضاعه به اعانت برادر خود قصىّ آمد و اين شعرها از جمله اشعار رزاح است كه در اين معنى گفته :
و لمّا اتى من قصىّ رسول * فقال الرّسول اجيبوا الجليلا
فلمّا انتهينا الى مكّة * الجنا الرّجال قتيلا قتيلا
قتلنا خزاعة فى دارها * و بكرا قتلنا وجيلا وجيلا
« 4 » و ثعلبة بن عبد اللّه بن ذبيان بن الحرث بن سعد بن هذيم القضاعى چون رسول قصىّ را بديد با رزاح كوچ داد ، و در مكّه بعد از فتح قصىّ در غلبهء او با طايفهء صوفه شعرى بيان كرد كه اين بيت از آن جمله است :
فامّا صوفة الخنثى فخلّوا * منازلهم محاضرة الضّراب
« 5 » و او نيز با جمعى از قضاعه به حضرت قصىّ آمد و قصىّ ديگر باره گروهى از قريش فراهم كرد و از مكّه بيرون شده در برابر سپاه خزاعه از مردان قريش و قضاعه صف بركشيد و جنگ در انداخت و جمعى كثير را بكشت و دشمنان را هزيمت
هامش
( 1 ) . ضيم : به معنى ظلم است .
( 2 ) . رزاح يار من و مايهء افتخار من ، پس من نمىترسم از ستم كسى تا زنده باشم .
( 3 ) . مؤلف گويد : حنّ : به كسر حاى مهمله و نون مشدّد .
( 4 ) . و هنگامى كه آمد از جانب قصىّ فرستادهاى ، او و گفت اجابت كنيد مرد بزرگ ( قصى ) را .
پس وقتى كه به مكّه رسيديم يك يك ايشان را از دم تيغ گذرانيديم . كشتيم خزاعه را در ميان خانهء خود و همچنين طايفهء بكر و طوايف ديگرى را .
( 5 ) . سيرهء ابن هشام چنين نقل كرده :فاما صوفة الخنثى فخلوا * منازلهم محاذرة الضرابصوفة الخنثى رها كردند منازل خود را در حالى كه ترسناك از جنگ و قتال بودند .