دست كنم ، اكنون اگر از مرگ من گريز ندارى اين قدر مهلت ده كه به خانه شوم و اهل خود را وصيت كنم و از بهر فرزندان كفيلى جويم ، پس بازآيم تا هر چه خواهى چنان كنى .
نعمان گفت : ترا ضامنى بايد كه اگر به عهد خود وفا نكنى به جاى تو مقتول سازم . حنظله به هر طرف نگريست تا با كه پناه جويد ، ناگاه چشمش بر شريك بن عدى بن قيس « 1 » افتاد كه نسب از بنى شيبان داشت و كنيت او ابو الحوفزان بود و در جنب نعمان جاى داشت پس روى به دو آورده گفت :
بيت
يا شريك بن عدىّ ما من الموت انهزامى * من لاطفال ضعاف عدموا طعم الطّعام
بين جوع و انتظار و افتقار و سقام * يا اخا كلّ كريم انت من قوم كرام
يا اخا النّعمان جدلى بضمان و التزام * و لك اللّه بانّى راجع قبل الظّلام « 2 »
شريك گفت : اى حنظله من هرگز خويشتن را از بهر تو به كشتن ندهم و بىموجبى اين حمل بر پشت ننهم .
قراد بن اجدع كه مردى از بنى كلب بود چون اين بديد پيش دويد و با نعمان گفت : امر اين مرد طائى با من است ، هماكنون من او را ضامنم كه اگر بازنيايد به جاى او كشته شوم . نعمان سخن او را پذيرفت و پانصد ( 500 ) نفر شتر با حنظله عطا داد و او را يك سال ميقات بنهاد كه به خانهء خويش شده كار اهل خود را به نظام كند و سال ديگر چون همين يوم بؤس برسد بازآيد .
هامش
( 1 ) . نام او را به صورت : شريك بن عمرو بن قيس نيز نگاشتهاند .
( 2 ) . اين اشعار به صور مختلف و با تقديم و تأخر ابيات و مصراع آمده چنان كه در مجمع الامثال ميدانى بدين صورت است :يا شريكا يا ابن عمرو * هل من الموت محالهيا اخا كل مضاف * يا اخا من لا اخالهيا اخا النعمان فكّ السيوم ضيفا قد أتى لهطالما عالج كرب الموت لا ينعم باله