تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧

جلوس ربيعه در مملكت يمن پنج هزار و هفتصد و چهل و يك سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود « 1 »

[ تبابعهء يمن ]

ربيعة بن نضر برادر عدىّ بن نضر لخمى است - كه ذكر حالش در ذيل قصّهء جذيمة الابرش نگارش يافت . بالجمله ربيعه بعد از آنكه روزگار دولت تبّع الاصغر سپرى شد به استظهار اعوان و انصار بر مملكت يمن استيلا جست و سرير ملكى را نشيمن ساخت ، خرد و بزرگ اوامر و نواهيش را مطيع و منقاد شدند و سر در خط فرمانبرداريش نهادند ، چندان‌كه كار سلطنت بر وى استوار شد و مدّتى به شادكامى روزگار برد . از قضا خوابى هولناك ديد و سخت بترسيد و چون بامداد جامهء خواب بگذاشت ، كاهنان و منجّمان حضرت را طلب داشت و گفت : دوش خوابى هولناك ديده‌ام ، نخست صورت خواب را باز نمائيد ، آنگاه زبان به تعبير گشائيد . ايشان عرض كردند كه : ما را بدين كار توانائى نباشد ، اگر ملك خواهد خواب خود را باز نمايد تا ما به تعبير آن اقدام نمائيم . ربيعه گفت : چون من آنچه در خواب ديده‌ام بازگويم و تعبير شود من با آن تعبير اطمينان نخواهد بود ، آنگاه مطمئن شوم با سخن شما كه صورت خواب را نيز بنمائيد .
هامش
( 1 ) . برابر ص 88 جلد دوم از كتاب اول چاپ سنگى ناسخ التواريخ .