تحريص بر دعا و تشويق عقل بر آن
عقل هر عاقلى حكم مىكند كه وقتى انسان قدرت دارد ، بايد ضرر را از خودش دفع نمايد و از طرف ديگر مىدانيم كه زندگى در اين دنيا براى هيچ انسانى بدون ضرر و زيان و تشويش خاطره نيست چون :
- يا درد و مرضى در اندرون خود دارد .
- يا ظالمى از خارج او را مىآزارد .
- يا در شغل و كارش گرفتارى دارد .
- يا همسايه به او آزار مىرساند .
- و يا . . .
و اگر فعلا هيچ يك از اين گرفتاريها پيش نيامده باشد ، باز عقل محال نمىداند كه در آينده گرفتاريهايى برايش پديد آيد ، چگونه پديد نيايد و حال آنكه دنيا محل حوادث است و هيچ وقت بر يك منوال ، ثابت و برقرار نمىماند و كسى از سختيها و مصيبتهاى آن در امان نيست . منتها سختيهايش براى بعضيها به فعليت رسيده و محقق شده و براى عدهء ديگر در آينده محقق خواهد شد ، اما عقل حكم به وجوب و لزوم بر طرف نمودن هر دو قسم از مصيبتها و گرفتاريها مىكند ، اين از يك سوى از سوى ديگر ، دعا وسيلهاى است كه مىتواند اين مشكل را بر طرف سازد و آن را براى انسان حلّ كند ، پس عقلا لازم است كه دست به دامان دعا بياويزيم و از آن براى حلّ مشكلاتمان كمك بگيريم .