گفت : خير .
بالأخره وارد شد و خليفه از او به گرمى استقبال كرد و در نزديكى خود نشاند و دستور داد هر آنچه در مدت اين چند سال از او دريغ داشتهاند به او بدهند .
مرد ، از نزد خليفه به سوى خانه حركت كرده ناگاه ديد همان دربان كه نامش « فتح » بود به او مىگويد : به امام هادى - عليه السّلام - بگو آن دعايى را كه براى تو كرده به من نيز ياد بدهد .
آن فرد ، بعدا خدمت امام - عليه السّلام - رسيد ، وقتى حضرت چهرهء بشّاش او را مشاهده كرد ، فرمود : خوشحال به نظر مىرسى گويا راضى شدى ؟
گفت : بلى . . . ولى مىگويند شما نزد خليفه نرفتهايد ؟ فرمود :
111 - « انّ اللَّه عوّدنا ان لا نلجأ في المهمّات الّا اليه ، و لا نسأل سواه ، فخفت ان اغيّر فيغيّر ما بى » .
يعنى : « خداوند متعال با ما قرار گذاشته كه در امور مهم فقط به او رجوع كنيم و از او چيز بطلبيم ، من ترسيدم كه اگر بر طبق وعده عمل نكنم ، او نيز عمل ننمايد » .
آن مرد گفت : فتح ( دربان دربار خليفه ) مىگويد : آن دعايى را كه شما بدان دعا كردهايد ، به من بياموزانيد .
فرمود :
- « انّ الفتح يوالينا بظاهره دون باطنه ، الدّعاء لمن دعا به به شرط ان يوالينا اهل البيت ، لكن هذا الدّعاء كثيرا ما ادعو به عند الحوائج فتقضى ، و قد سألت اللَّه عزّ و جلّ ان لا يدعو به بعدى احد عند قبرى الّا استجيب له ، و هو » .
يعنى : « فتح ، فقط در ظاهر ابراز دوستى ما را مىكند ، اما در باطنش خير . دعا شرط دارد و شرطش دوستى ما اهل بيت است . اما اينكه از دعا پرسيدى ، دعايى است كه من در بسيارى از موارد با آن خداوند سبحان را خوانده حاجاتم را مىطلبم و برآورده مىشود . از خداوند عزيز و جليل ، خواستم كه هر كس بعد از من بر سر قبرم اين دعا را خواند ، اجابت شود و آن دعا اين است : » .
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 100
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص١٠٠