تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
كوچكترين اطاق آن پذيرائى نمايد بهر چه بخواهند از طعام و شراب و عطر ، و جامه ، و ميوه ، و انواع پيشكشىها ، و سوغاتها از لباس و جواهرات گوناگون ، و هر اطاقى آنچه از اين اشياء لازم باشد بحدّ كافى داراست و محتاج باشياء اطاق ديگر نيست « 1 » . و چون مؤذّن باذان لب گشايد و « اشهد أن لا إله إلّا اللَّه » گويد چهل هزار هزار فرشته اطراف او را فرا گيرند ، و همه بر او درود فرستند و دعا نمايند و براى او طلب مغفرت كنند و پيوسته در سايهء رحمت خداوند باشد تا از اذان فراغت يابد ، و ثواب آن را چهل هزار هزار فرشته ثبت كنند ، و سپس بجانب پروردگار خويش بشتابند .
هامش
( 1 ) به نظر ميرسد از جملهء « من بنى مسجدا في الدّنيا » تا اينجا از ساخته‌هاى جعّالان و حديث‌سازان قرن دوّم و سوّم هجرى باشد ، و بسيار بعيد مينمايد كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در خطبه‌اى كه در آخر عمر شريفش خوانده باشد چنين كلماتى بگويد ، زيرا در چنين هنگامى اقتصار بمطالبى مىشود كه صد در صد مورد اهميّت است و بايد دستور العمل كلى براى امّت باشد مثل قسمتهاى ديگر همين حديث كه هر كدام در حد اعلى حائز اهميّت است و بايد حتما بافراد امت گوشزد شود تا تكليف خود را بدانند و بدان عمل كنند ، و ساختن يكمسجد يا اذان گفتن در يك معبد با اين همه ثوابهاى طولانى كه همه يا بيشترش مربوط به شكم و اسافل اعضا است اين قدر مهمّ نيست تا بدين مفصّلى در بارهء آن چنين مبالغه شود ، و قطع نظر از سند حديث كه چندان اعتبار ندارد به جهت افراد مجهول الحالى كه در سلسلهء روات آنست و آن را از ابى سلمة بن عبد الرّحمن بن عوف نقل كرده‌اند متن اين قسمت آن متضمّن اعداديست سر سام آور مثلا عدد كاسه‌هاى سر هر سفره و انواع طعامها بطورى كه اين بنده حساب كردم اگر اشتباه نباشد يك عدد چهار يا پنج رقمى كه در جلو آن 42 صفر گذارده شود خواهد شد و تازه اين براى يك وجب در يك وجب يا يكذراع در يكذراع از مسجد خواهد بود و اگر بفرض مسجدى بمساحت مسجد شاه تهران يا اصفهان يا مثلا مسجد اموى در شام باشد عددى تشكيل ميدهد كه همهء مهندسين و رياضى دانها از خواندن آن عاجزند . و اگر گفته شود مفهوم عدد در اين گونه اخبار لحاظ نشده و صرفا براى مبالغه است ، گوئيم شخص فصيح هر گاه بخواهد در امرى مبالغه كند بكمترين لفظ بليغترين كلام را خواهد گفت چنان كه قرآن گويد «وَ هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ» ،« وَ لَكُمْ فِيها ما تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فِيها ما تَدَّعُونَ» ،« وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ» و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله خود فصيحترين مردم قريش است و در بارهء او « أفصح من نطق بالضاد » گفته‌اند و چنين شخصيتى براى مبالغهء يك امر جزئى اين طور اطالهء كلام نخواهد كرد . و اگر گوئى چرا صدوق عليه الرّحمه آن را ذكر كرده ؟ گوئيم محدث نميتواند هر حديثى كه قسمتى از آن به نظر او صواب نبود همه آن را حذف كند ، و اين حديث خود مشتمل بر جملاتى بسيار عالى و سازنده و ارزنده است و لو اينكه يكى دو مورد آن در اثر دس و يا تصرف حديث‌سازان مدخول يا مدسوس باشد ، و بعلاوه مؤلف رضوان اللَّه تعالى عليه صحت احاديث اين كتاب را بتمامه به عهده نگرفته چون سند همهء احاديث آن را ذكر كرده است و العهدة على الراوى لا على الناقل .
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 675 | الشيخ الصدوق / على أكبر الغفاري