سياحت و گشت بقريهاى گذشت كه همهء مردم آن مرده بودند و جنازهايشان در راه و خانهها روى زمين افتاده و دفن نشده بود ياران را فرمود : اينان به عذاب الهى مردهاند و اگر به غير عذاب مرده بودند يك ديگر را دفن ميكردند ، فرمود اصحاب او با خود گفتند خوشداريم قصّهء آنها را بدانيم ، ويرا گفتند
يا روح اللَّه
اينان را بخوان ، عيسى عليه السّلام آنها را بخواند و فرمود :
يا اهل القرية
! يكتن از آنها پاسخ داد و گفت : « لبّيك يا روح اللَّه » پرسيد قصّهء شما از چه قرار است و وضع شما چيست ؟
گفت : صبح كرديم در كمال عافيت و شام كرديم در حالى كه خود را در هاويه و عذاب مشاهده نموديم .
حضرت عيسى پرسيد هاويه كدامست ، گفت درياهائى از آتش كه در آن كوههائى از آذر است ، فرمود : چه چيز شما را بدينروز كه مشاهده ميكنم انداخت ؟
گفت : دو چيز : حبّ و دلبستگى به دنيا ، و ديگر اطاعت و پرستش طاغوت ( يعنى حاكم جائرى كه بر خلاف اوامر و نواهى الهى حكم ميراند ) .
پرسيد تا چه حدّ به دنيا دلبستگى داشتيد ؟ گفت : مانند طفل شير خوارى كه بمادر علاقمند است كه هر گاه رو كند خوشحال شود و هر گاه رو گرداند ناراحت و محزون گردد .
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 578
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٥٧٨