تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
سياحت و گشت بقريه‌اى گذشت كه همهء مردم آن مرده بودند و جنازهايشان در راه و خانه‌ها روى زمين افتاده و دفن نشده بود ياران را فرمود : اينان به عذاب الهى مرده‌اند و اگر به غير عذاب مرده بودند يك ديگر را دفن ميكردند ، فرمود اصحاب او با خود گفتند خوشداريم قصّهء آنها را بدانيم ، ويرا گفتند يا روح اللَّه اينان را بخوان ، عيسى عليه السّلام آنها را بخواند و فرمود : يا اهل القرية ! يكتن از آنها پاسخ داد و گفت : « لبّيك يا روح اللَّه » پرسيد قصّهء شما از چه قرار است و وضع شما چيست ؟ گفت : صبح كرديم در كمال عافيت و شام كرديم در حالى كه خود را در هاويه و عذاب مشاهده نموديم . حضرت عيسى پرسيد هاويه كدامست ، گفت درياهائى از آتش كه در آن كوههائى از آذر است ، فرمود : چه چيز شما را بدينروز كه مشاهده ميكنم انداخت ؟ گفت : دو چيز : حبّ و دلبستگى به دنيا ، و ديگر اطاعت و پرستش طاغوت ( يعنى حاكم جائرى كه بر خلاف اوامر و نواهى الهى حكم ميراند ) . پرسيد تا چه حدّ به دنيا دلبستگى داشتيد ؟ گفت : مانند طفل شير خوارى كه بمادر علاقمند است كه هر گاه رو كند خوشحال شود و هر گاه رو گرداند ناراحت و محزون گردد .