اموالى از مردم را بر ذمّهء خويش گرفته بود با اينكه در خود توانائى پرداخت آن را نميديد .
بعد به آن كه رودههايش را ميكشيد گويند : چيست وضع اين دور از هر خير كه وضع دلخراش او بر عذاب ما افزوده است ؟ گويد : اين بيچارهء دور از رحمت از ترشّح بول باك نداشت .
آنگاه از آنكه ريم و چرك از دهانش بيرون ميريخت پرسند كه اين دور از رحمت حال و وضعش چيست و چه كرده كه بدين عذاب دچار شده كه ما با همه گرفتاريهاى خود از آن در زحمتيم ، گويد : اين دور از رحمت كارش مسخرگى و نواى اين و آن درآوردن بود و مينگريست هر كلام زشتى كه ميديد بدان فساد ميكرد و نواى آن را در مىآورد .
سپس از آن كسى كه از گوشت بدن خويش مىخورد پرسند كه قصّه او چيست و اين بينوا چه كرده كه از عذابش ما با همه بدبختيهائى كه خود داريم در شكنجهايم ، گويد : اين فلك زده گوشت مردم را بسبب غيبتى كه از آنها ميكرده خورده ، و براى نمّامى و سخن چينى گام برميداشته است .
كيفر آنكه با قدرتمند ستمكارى بستيزد
( 1 ) 1 - مفضّل بن عمر گويد : امام صادق عليه السّلام به من فرمود : اى مفضّل همانا