در روزى كه صورتها سفيد ميشوند سياه مگردان . پس از آن دست راست خود را شست و گفت :
« اللّهمّ أعطنى كتابى بيمينى ، و الخلد في الجنان بيسارى ، و حاسبنى حسابا يسيرا » .
يعنى : خدايا نامهء عمل مرا بدست راستم بده ، و برات هميشگى زيستن در بهشت را بدست چپم بده ، و در حساب با من آسان بگير . پس از آن دست چپ خود را شست و گفت :
« اللّهمّ لا تعطنى كتابى به شمالى و لا من وراء ظهرى ، و لا تجعلها مغلولة إلى عنقى ، و أعوذ بك من مقطّعات النّيران » .
يعنى : خدايا نامهء عمل مرا بدست چپم مده ، و نه نيز از پشت سرم ، و دست مرا بگردنم غل مكن ، و از لباسهاى آتشين جهنّم كه به بدن مىچسبد به تو پناه مىبرم . پس از آن سر خود را مسح كرد و گفت :
« اللّهمّ غشّنى برحمتك و بركاتك و عفوك »
يعنى : پروردگارا رحمتها و بركتها و آمرزشهاى خود را بر من فرو ريز .
گفت پس از آن دو پاى خود را مسح كرد و گفت :
« اللّهم ثبّتنى [ أى قدمىّ ] على الصّراط يوم تزلّ فيه الاقدام ، و اجعل سعيى فيما يرضيك عنّى يا أرحم الرّاحمين » .
يعنى : خدايا پاهاى مرا هنگام گذشتن از صراط ثابت بدار ، در آن روزى كه
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 43
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٣