مأمور به داخل شدن دوزخ شود چون روان گردد باز پس نگرد پس خداوند فرمايد بازش بداريد . چون بيايد خداوند گويد اى بنده چرا واپس نگريستى ؟ گويد بار الها چنين گمانى به تو نداشتم كه مرا بدوزخ فرستى ، خداوند جليل پرسد گمان تو به من چه بود ؟ گويد : پروردگارا فكر ميكردم مرا ببخشى و در بهشتت جايم دهى ، پس خداوند فرمايد اى فرشتگان من بعزّت و جلال و نعمتها و محنتها و بزرگى مقامم سوگند كه جز اين ساعت گمان خير در تمام عمرش به من نداشت ، و چنانچه ساعتى در عمرش به من گمان نيك داشت او را به آتش نميترسانيدم بارى از او بپذيريد و ببهشتش ببريد ، آنگاه امام صادق عليه السّلام فرمود : هيچ بندهاى به خداوند گمان نيك نداشته باشد جز اينكه خدا نزد گمان اوست ، و بر عكس هيچ بندهاى به او گمان بد نداشته باشد مگر اينكه خداوند نزد گمان اوست ، و با او همان معامله كند كه فكر ميكرده ، و اين است بيان كلام خدا كه ميفرمايد :
وَ ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ
« 1 » اين همان گمانيست كه شما در بارهء حقّ داشتيد و آن موجب هلاك و بدبختى شما گرديد .
هامش
( 1 ) فصّلت : 23