كه از جانب خدا نيست معتقد باشد . سپس آنچه در مورد اينكه خداى عزّ و جلّ زمين خود را بدون حجّت رها نمىكند آورده شد .
بعد ، روايات مربوط به اينكه اگر در روى زمين جز دو نفر هيچ كس ديگرى باقى نماند ، حتما يكى از آن دو حجّت خداوند است .
سپس آنچه در مورد غيبت حضرت قائم عليه السّلام روايت شده و آنچه امير المؤمنين عليه السّلام و أئمّه صلوات الله عليهم در اين باره فرموده و نسبت به آن هشدار دادهاند .
بعد آنچه در مورد صبر و خوددارى و انتظار در زمان غيبت به شيعه سفارش شده است .
پس از آن رواياتى كه مربوط به پاكسازى و جدائى و چنددستگى و پراكندگى در زمان غيبت كه دامنگير شيعه مىشود تا جايى كه جز تعدادى هر چه كمتر ، كسى بر حقيقت پابرجا باقى نماند .
پس از آن رواياتى است در خصوص چگونگى و رفتار آن حضرت عليه السّلام .
سپس آياتى از قرآن كه تأويلا راجع به آن حضرت عليه السّلام نازل شده است .
پس از آن آنچه مربوط به پيدايش نشانه هاى ظهور آن حضرت است و دلالت بر قيام آن حضرت و نزديك شدن ظهور دارد .
الغيبة ( فارسي ) — صفحة 48
مساهمون: ابن أبي زينب النعماني
ص٤٨