1259 هجرى ( 1843 ميلادى ) است . او از علماى متوغل در فلسفه بود همچنين رئيس فرقهء كشفيهء منشعب از شيخيه كه از پيروان شيخ احمد احسايى هستند - آنها يك فرقهء معروف شيعىاند كه در آراى آنان نوعى از غلو ديده مىشود .
سيد كاظم رشتى شرحى بر رسالهء اصطرلاب شيخ بهايى نوشته است و رسالهاى هم در هيئت دارد كه جزء مجموعهاى از رسائل او در 17 ربيع الاول سال 1276 هجرى چاپ شده است . « 1 »
ديگر سيد على بن محمد بن على غريضى بحرانى نجفى است كه در سال 1302 ه / 1884 م وفات كرده است و در هيئت منظومهاى دارد كه سيد عدنان بحرانى ( متوفى به سال 1341 ه / 1922 م ) دو شرح بر آن نوشته است . يكى از آن دو شرح آميخته با اصل و ديگرى شرح تنهاست . « 2 »
ديگر از اعلام شيعه كه در اين علم تأليفاتى دارد رضى الدّين محمد بن حسن قزوينى متوفى به سال 1096 ه / 1684 م است كه از فضلاى علما و متكلمين بوده است « 3 » و مؤلفاتى چند در علم فلك و غيره دارد ، از جمله قبلة الآفاق به فارسى است كه در آن قسمتهايى از رسالهء شيخ بهايى را به نام تحقق جهة القبلة نقل مىكند و در تحقيق خود در استخراج قبله از زيج به سهولت و دقت استفاده كرده است . « 4 »
ديگر شيخ محمد باقر بن محمد تقى مجلسى است ( 1037 - 1111 ه 1627 - 1699 م ) .
البتّه شهرتش ما را از تعريف او بىنياز مىكند . رسالهاى به نام اختيارات الايام و حساب الاهلة دارد كه مختصرى به فارسى است . « 5 »
ديگر احمد بن محمد مهدى معروف به شريف خاتونآبادى است رسالهاى ، در تقويم دارد كه در موقع زيارت مشهد حسين بن على ( ع ) آن را تأليف كرده است . « 6 »
ديگر محمد حسين بن محمد على بن محمد حسين حسينى مرعشى شهرستانى متولد به سال 1256 ه / 1840 م و متوفى به سال 1315 ه / 1898 م و مدفون در كربلاست . او از علماى برجستهء شيعه بود و تأليفات او به هفتاد مىرسد و بعضى از تأليفات او در علم فلك است مانند : الكوكب الدرى فى معرفة التقويم و تقويم الكواكب و مواقع النجوم فى الهيئة و رسالة فى الهيئة الجديدة و رسالة فى استخراج الكسوف و الخسوف و رسالة فى معرفة الهلال و رسالة فى معرفة نصف النهار و اللباب فى الاصطرلاب . « 7 »
هامش
( 1 ) - تاريخ علم الملك فى العراق ، ص 268 - 269
( 2 ) - همان كتاب ، ص 275
( 3 ) - شرح حال او در فوائد الرضويه ، ج 2 ، ص 464 ، و روضات الجنات ، ص 550 - 551 آمده است .
( 4 ) - تاريخ الغلك ، ص 305 - 306
( 5 ) - همان كتاب ، 306 - 037
( 6 ) - همان كتاب ، ص 307
( 7 ) - همان كتاب ، ص 308 - 309