Skip to main content

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — Page 2121

Contributors:

P.2121

سيّم : خروج سفيانى است

از وادى يابس [ 1 ] ( يعنى بيابان بىآب و علف كه در ما بين مكّه و شام است ) و آن مردى است بد صورت و آبله رو و چهار شانه و ازرق چشم ، و اسم او عثمان بن عنبسه است و از اولاد يزيد بن معاويه است . و آن ملعون پنج شهر بزرگ را متصرّف مىشود كه دمشق و حمص و فلسطين و اردن و قنّسرين است ، پس از آن لشكر بسيار به اطراف مىفرستد و بسيارى از لشكر او به سمت بغداد و كوفه خواهند آمد و قتل و غارت و بىحيايى بسيار در آن صفحات مىنمايند . و در كوفه و نجف اشرف قتل مردان بسيار واقع شود و بعد از آن يك حصّه از لشكر خود را به جانب شام روانه نمايد و يك قسمت از آن را به جانب مدينهء مطهّره ، و چون به مدينه رسند سه روز قتل عامّ نمايند و خرابى بسيار وارد آورند ، و بعد از آن به سمت مكّه روانه شوند و لكن به مكّه نرسد ، و امّا آن حصّه كه به جانب شام روند و در بين راه لشكر حضرت حجّة اللّه بر آن‌ها ظفر يابند و تمام آن‌ها را هلاك نمايند و غنايم آن‌ها را بالكلّيّه متصرّف شوند . و فتنهء آن ملعون در اطراف بلاد بسيار عظيم شود خصوصا بالنسبة به دوستان و شيعيان علىّ بن ابى طالب عليه السّلام حتّى آن كه منادى او ندا كند كه هر كس سر يك نفر از دوستان علىّ بن ابى طالب عليه السّلام را بياورد هزار درهم بگيرد ، پس مردم به جهت مال دنيا از حال يكديگر خبر دهند و همسايه از همسايه خبر دهد كه او از دوستان علىّ بن ابى طالب است . بالجمله ، آن قسمت از لشكر كه به جانب مكّه روند چون به زمين بيداء رسند - كه ما بين مكّه و مدينه است - ، حقّ تعالى ملكى را مىفرستد در آن زمين و فرياد مىكند اى زمين اين ملاعينان را به خود فرو بر ، پس جميع آن لشكر كه به سى صد هزار مىرسند با اسبان و اسلحه به زمين فرو روند مگر دو نفر كه با همديگر برادرند از طايفه جهنيّه كه ملائكه صورت‌هاى ايشان را بر مىگردانند و به يكى مىگويند كه
Footnote
[ 1 ] و نيز نك : الغيبة نعمانى ، ص 252 ؛ بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 233 ؛ الغيبة طوسى ، ص 226 ؛ بحار الأنوار ، 52 ، ص 288 و 248 و 249 .