سبى نساء و ذرارى ، و غارت مال و متاع تو مىكنند و در اين هنگام لعنت بر بنى اميّه فرود مىآيد و آسمان خون مىبارد و هر چيز بر تو مىگريد حتّى وحوش در بيابانها و ماهىها در درياها . « 1 »
مؤلّف گويد : كه الحقّ اگر متأمّل بصيرى ملاحظه كند مصيبتى اعظم از اين مصيبت نخواهد ديد كه از اوّل دنيا تا كنون بعد از مراجعه به تواريخ و سير ، واقعهاى به اين بزرگى نديديم كه پيغمبرزادهء خودشان را با اصحاب و اهل بيت او يك روز بكشند و رحل و متاع او را غارت كنند و خيام او را بسوزانند و سر او را و اصحاب و اولاد او را با عيال و اطفال شهر به شهر ببرند و يك سره پشت پاى به ملّت و دينى كه اظهار انتساب به او مىكنند بزنند و سلطنت و قوّت ايشان استناد به همان دين باشد نه دين ديگر و ملّت ديگر ! ! ! :
ما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الْأَوَّلِينَ . *
ف
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
، من مصيبة ما اعظمها و اوجعها و انكاها لقلوب المحبّين و للّه درّ مهيار « 2 » حيث قال :
يعظّمون له أعواد منبره * و تحت أرجلهم أولاده وضعوا
بأىّ حكم بنوه يتبعونكم * و فخركم انّكم صحب له تبع « 3 »
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 218 ؛ امالى صدوق ، مجلس 24 ، ح 3 .
( 2 ) مهيار بن مرزويهء ديلمى ( م 428 ه . ) شاعر نامى و كاتب بلند آوازهء عصر خود بود . نك : الاعلام ، ج 8 ، ص 264 ؛ اعيان الشيعة ، ج 10 ، ص 170 .
( 3 ) بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 143 .