نوع اوّل : معجزاتى است كه متعلّق است به اجرام سماويّه
مانند شقّ قمر ، و ردّ شمس ، و تظليل غمام ، و نزول باران ، و نازل شدن مائده و طعامها و ميوهها برى آن حضرت از آسمان و غير ذلك . و ما در اينجا به ذكر چهار امر از آنها اكتفا مىكنيم .
اوّل : در شقّ قمر :
قال اللّه تعالى :
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ ، وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ
. « 1 »
يعنى : نزديك شد قيامت و به دونيم شد ماه و اگر ببينند آيتى و معجزهء رو مىگردانند و مىگويند سحرى است پيوسته .
اكثر مفسران خاصّه و عامّه « 2 » روايت كردهاند كه : اين آيات وقتى نازل شد كه قريش در مكّه از آن حضرت معجزه طلب كردند ، حضرت اشاره به ماه فرمود ، به قدرت حقّ تعالى به دونيم شد . و در بعضى روايات است كه آن شب چهاردهم ذى حجّه بود .
دوّم : [ ردّ شمس : ]
علماء خاصّه و عامه به سندهاى بسيار از اسماء بنت عميس و غير از روايت كردهاند كه روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم ، حضرت امير المؤمنين را پى كارى فرستاد و
هامش
( 1 ) قمر ، آيه 1 و 2 .
( 2 ) مانند طبرسى در مجمع البيان ، فخر رازى در مفاتيح الغيب ، زمخشرى در الكشّاف ، ابن مسعود در تفسير خود و نيز نك : دلائل النبوة بيهقى ، ج 2 ، ص 266 ؛ الدلائل النبوة اصفهانى ، ج 1 ، ص 370 ؛ صفة الصفوة ، ج 1 ، ص 91 ؛ الوفاء باحوال المصطفى ، ج 1 ، ص 273 ؛ بحار الأنوار ، ج 17 ، ص 357 ؛ الارشاد مفيد ، ج 1 ، ص 84 ؛ تفسير القمى ، ج 2 ، ص 340 ؛ تفسير طبرى ، ج 11 ، ص 544 ؛ تفسير بغوى ، ج 4 ، ص 258 .