تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
است ، « 1 » و شيخ ما در نجم الثّاقب در ذكر حكايت آنان كه در غيبت كبرى به خدمت امام عصر - عجّل اللّه فرجه - رسيده‌اند حكايتى نقل فرموده كه متعلّق است به حمزهء مذكور شايسته است كه در اينجا نقل شود :

حكايت تشرّف آقا سيّد مهدى قزوينى خدمت امام عصر - صلوات اللّه عليه - :

آن حكايت چنين است كه نقل فرمود : سيّد سند و حبر معتمد ، زبدة العلماء و قدوة الأولياء ، ميرزا صالح ، خلف ارشد سيّد المحققين ، و نور مصباح المتهجدين ، وحيد عصره ، آقا سيّد مهدى قزوينى - طاب ثراه - از والد ماجدش ، فرمود : خبر داد مرا والد من كه : ملازمت داشتم به بيرون رفتن به سوى جزيره‌اى كه در جنوب حلّه است ، بين دجله و فرات ، به جهت ارشاد و هدايت عشيره‌هاى بنى زبيد به سوى مذهب حقّ . ( و همه ايشان به مذهب اهل سنّت بودند و به بركت هدايت والد قدس سرّه همه برگشتند به سوى مذهب اماميّه - ايّدهم اللّه - و به همان نحو باقىاند تاكنون و ايشان زياده از ده هزار نفس‌اند ) . فرمود : در جزيره مزارى است معروف به قبر حمزه ، پسر كاظم عليه السّلام مردم او را زيارت مىكنند و براى او كرامات بسيار نقل مىكنند و حول آن قريه‌اى است مشتمل بر صد خانوار تقريبا . پس من مىرفتم به جزيره و از آنجا عبور مىكردم و او را زيارت نمىكردم ، چون نزد من به صحّت رسيده بود كه حمزه پسر موسى بن جعفر عليهما السّلام در رى مدفون است با عبد العظيم حسنى . پس يك‌دفعه حسب عادت بيرون رفتم و در نزد اهل آن قريه مهمان بودم پس اهل آن قريه مستدعى شدند از من كه زيارت كنم مرقد مذكور را ، پس من امتناع كردم و گفتم به ايشان كه : « من مزارى را كه نمىشناسم زيارت نمىكنم » ، و به جهت اعراض من از زيارت آن مزار رغبت مردم به آنجا كم شد ،
هامش
( 1 ) مرقد مطهر او در جنوب حله ، در زمين جزيره ما بين دجله و فرات در قريه‌اى همنام خودش موسوم به « قريه حمزه » قرار دارد ، نك : تنقيح المقال ، فلك النجاة ، تحية الزائر ، الكنى و الالقاب .