و هم روايت است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم در حقّ او فرموده :
عمّار مع الحقّ و الحقّ مع عمّار حيث كان . عمّار جلدة بين عينى و انفى ، تقتله الفئة الباغية . « 1 »
و نيز فرمود كه عمّار از سر تا پاى او مملو از ايمان است . « 2 »
و بالجمله عمّار در نهم صفر سنهء 37 به سنّ نود در صفّين شهيد شد . رضوان اللّه عليه .
و در مجالس المؤمنين است كه حضرت امير عليه السّلام به نفس نفيس بر عمّار نماز كرد و به دست مبارك خود او را دفن نمود ، و مدّت عمر عمّار ياسر نود و يك سال بود .
و بعضى از مورّخين آوردهاند كه : عمّار ياسر رضى الله عنه در آن روزى كه به سعادت شهادت فائز شد روى سوى آسمان كرد و گفت : اى بار خداى ، اگر من دانم كه رضاى تو در آن است كه خود را در آب فرات انداخته غرقه گردانم چنين كنم .
و نوبتى ديگر گفت كه : اگر من دانم كه رضاى تو در آن است كه من شمشير بر شكم خود نهاده زور كنم تا از پشت من بيرون رود چنين كنم .
و بار ديگر فرمود : كه اى بار خداى ، من هيچ كارى نمىدانم كه بر رضاى تو اقرب باشد از محاربهء با اين گروه . « 3 » و چون از اين دعا و مناجات فارغ شد ، با ياران خويش گفت كه ما در خدمت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم سه نوبت با اين علمها كه در لشكر معاويهاند با مخالفين و مشركين حرب كردهايم ، و اين زمان با اصحاب اين رايات حرب مىبايد كرد ، و بر شما مخفى و پوشيده نماند كه من امروز كشته خواهم شد .
و من چون از اين عالم فانى رو به سراى جاودانى نهم كار من حواله به لطف ربّانى كنيد و خاطر جمع داريد كه امير المؤمنين عليه السّلام مقتداى ما است ، فرداى قيامت از جهت اخيار با اشرار خصومت خواهد كرد .
چون عمّار از گفتن امثال اين كلمات فارغ گشت تازيانه بر اسب خود زد و در
پاورقی
( 1 ) رجال كشى ، ج 1 ، ص 147 .
( 2 ) وقعة صفين ، 323 ؛ بحار الأنوار ، ج 19 ، ص 35 .
( 3 ) كشف الغمة ، ج ص 261 ؛ وقعة صفين ، ص 320 .