در سال ششصد وفات كرد « 100 » و او را در حظيره خود دفن كردند .
مولانا اختيار الدين لقمان « 101 »
عالمى كامل فاضل بود كه درس معانى و بيان ميگفت و تكلفات اهل دنيا ترك كرده بود و علم و ادب از پدر آموخته و فقه و علم نقلى و عقلى داشت « 102 » و حظى و نصيبى او را وافر داده بودند و مسافرت شهرها كرد بعد از چند مدت مراجعت بشيراز كرد و درس در مدرسه فزاريه ميگفت و بسيارى از كتب ادبيه و علوم متداوله بر او ميخواندند « 103 » و فتاوى شهر او ميداد و بسيار قصيدهها و رسالهها و لطيفهها دارد كه چشمها از خواندن آن گريان و بريان مىشود و گوشها بدان مايل ميگردد « 104 » و بر جاهلان از شمشير قاتل سختتر بود و ميگويند « 105 » ديوانى دارد كه چند هزار بيت است و از سخنان لطيفه او يكى اين است كه فرموده اگر جاهلان مفاخرت بجاه و مال ميكنند تفاخر من به نبوت مصطفى و متابعت سنت اوست و اگر نادانان بولايت و حصار مىنازند ناز من بولايت آل و اصحاب مصطفى است « 106 » و او را دفن كردند در
هامش
( 100 ) - جها : و در سال ششصد و دو وفات كرد - مرحوم علامه قزوينى با استدلال سال هفتصد را در شد الازار صحيح دانستهاند براى وضوح مطلب رجوع شود به شد الازار صفحه 396 .
( 101 ) - مولانا اختيار الدين لقمان بن نوح السمنانى ( شد الازار ) - جها :
مولانا اختيار الدين مهمان .
( 102 ) - جها : فقه و علم عقلى و نقلى داشت .
( 103 ) - جها : و بسيار كتب ادبيه و علوم متداوله ميخواند . مد : و بسيارى از كتب ادبيه و علوم متداوله ميخواندند .
( 104 ) - مد : گوشها مايل ميگردد .
( 105 ) - مد : سختتر بود و در چنين مباحثه ميگويند - يبكتهم فى المباحث و يسكتهم فى المجامع و له ديوان . . . . ( شد الازار ) .
( 106 ) - جها : مفاخرت من به نبوت حضرت محمد مصطفى ( ص ) است و بولايت آل و اصحاب حضرت شفيع روز جزا اعنى محمد مصطفى ( ص ) مىنازم .انى اذا افتخر الجهول بجاهه * و بما حوى من ماله و مناله
فتفاخرى بين الخلائق كلهم * بولاء خير الانبياء و آله( شد الازار ) .