بود و باغچه بنياد مىكرد و آن اكنون تكيهگاه درويشان است « 42 » و مدفن شيخ هم همانجاست در حظيره خود و وفات او در سال هفتصد و چهل و يك از هجرت بود « 43 » .
مولانا صدر الدين جوهرى « 44 »
عالمى بارع متورع بود كه اقسام علوم جمع كرده بود و درس هر فن از معقولات و منقولات ميگفت و در اوائل ادب از مولانا نجم الدين فقيه « 45 » گرفته بود و بعد از آن تردد بمولانا عضد الدين « 46 » و مولانا نصير الدين حلى « 47 » ميكرد در زمانى كه مولانا بشيراز آمد و در مدرسه عضديه فرود آمد ، و مسافرت كرد به تبريز و ملازمت مولانا فخر الدين جاربردى ميكرد و مولانا شرف الدين طيبى ديده بود و شنيدم كه پدر او از تجار امين بود و مال بسيار داشت و مادر او همچنين اموال بىشمار داشت و همه در طلب علم صرف ميكردند و كتابها مىفرمودند تا مىنوشتند و اسباب درس و املا مهيا مىكردند
هامش
( 42 ) - مد : بنياد مىكرد اين آن باغچه و آن تكيه جاى دراويشى است .
( 43 ) - مد : هفتصد و چهل از هجرت بود .
( 44 ) - مولانا صدر الدين محمد بن حسن الجوهرى - ( شد الازار ) در نسخه مد عنوان محو شده است .
( 45 ) - ظاهرا مراد « مولانا نجم الدين محمود فقيه » پدر قوام الدين عبد الله عالم معروف شيراز و استاد حافظ باشد كه نام او استطرادا در ضمن ترجمهء احوال پسرش قوام الدين عبد الله مذكور برده شده است ، نه « فقيه نجم الدين محمود » معلم قرآن و كاتب مصاحف و نه « فقيه نجم الدين محمود بن الياس » از اطباء معروف شيراز ، بقرينهء آنكه مؤلف در هردو جا بر او نعت « مولانا » كه در آن اعصار از القاب مخصوصه و مميزهء طبقهء علما و فضلا بوده و گويا اصل كلمهء « ملا » ى قرون اخيره است اطلاق كرده و در هردو جا گفته كه فلان و فلان نزد او ادبيات تحصيل نمودند كه از آن معلوم مىشود كه وى متبحر در فنون ادب بوده ، در صورتى كه در حق آن دو « نجم الدين فقيه » ديگرنه اين نعت « مولانا » و نه اين خصوصيت تبحر در ادبيات هيچكدام را ذكر نكرده است ، - حاشيه علامه قزوينى .
( 46 ) - مولانا عضد الدين عبد الرحمن الايجى ( شد الازار ) .
( 47 ) - اطلاعى از احوال اين شخص نتوانستيم بدست بياوريم ( حاشيه علامه قزوينى ) .