مولانا عماد الدين دوانى « 190 »
شيخى كامل سالك ناسك متقى خائف بود كه خواب بسيار ميديد و خلايق را بروئى خوش و خلقى خوش ميداشت و حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله را در خواب بسيار ديده بود و مجاهدات بسيار و رياضات بيشمار كشيده بعد از آن رزق حلال و كشف بىملال يافت . مؤلف كتاب روح الله روحه ميگويد او را ديدم و انوار طاعات در سيماى او مشاهده كردم و آثار معرفت در جبين او پيدا بود متوفى شد در سال هفتصد و چيزى و او را در بقعه خود دفن كردند .
مولانا بايزيد
پسر عالم و فاضل و صوفى او بود كه چند سال وعظ مى - فرمود و پسران او همه فاضل و عالم و عارف بودند و بر در بقعه ايشان نوشته .
بيت
سرهاست در اين سودا چون حلقه زنان بر در * تا بخت بلند اين در بر روى كه بگشايد « 191 »
خواجه عز الدين داود « 192 »
از مشايخ مملكت شيراز بود و او را قدمى راسخ در ولايت بود و حديث بسيار شنيده بود و اسناد و روايت بيشمار داشت و طبقات سماع حديث او را بود و طريقه اسناد و دعوت از شيخ
هامش
( 190 ) - مولانا عماد الدين احمد الدوانى ( شد الازار ) - جها : مولانا عماد الدين محمد دوانى .
( 191 ) - جها : تا بخت بلند ما بر روى كه بگشايد - در شد الازار از وى نامى نيست .
( 192 ) - الخواجه امام الدين داود بن محمد بن روزبهان الفريد ( شد الازار ) .