آذربايجان رفته و با مشايخ بسيار ديدار كرده و دارائى بسيار فراهم آورده و نزديك مسجد جامع عتيق خانقاهى ساخته و ضياع بسيار بر آن وقف كرده است و در آنجا و در مسجد پدرش و در جامع عتيق و جامع سنقرى هر هفته تذكير مىگفته و در شيراز خيرات بسيار گذاشته و در هجوم لشكريان از مردم پاسبانى ميكرده و جنيد از دانش او بهرهمند شده و خرقهء خود را ازو گرفته و در سال 743 درگذشته و او را نزديك پدر و برادرانش به خاك سپردهاند .
صدر الدين ابو المعالى پسر ششمى نيز داشته است بنام شمس الدين ابو المؤيد عمر بن مظفر كه ازو هم در شد الازار « 10 » ترجمهاى هست و وى مردى عفيف و ديندار و دانشمند بوده و در رباط شيخ ابراهيم كرخى و جاهاى ديگر تذكير مىگفته و كراماتى ازو نقل مىكردهاند .
اين شمس الدين ابو المؤيد عمر پسرى داشته است بنام تاج الدين مؤيد بن عمر بن مظفر كه ازو هم در شد الازار « 11 » ذكرى هست و شيخ كريم صالحى بوده و بسيار عبادت كرده و با مردم نيكوئى بسيار مىكرده است و نخست ببغداد رفته و با مشايخ ديدار كرده و بشيراز بازگشته و همواره روزه داشته است و در 782 درگذشته است .
اين تاج الدين مؤيد بن عمر هم پسرى داشته است بنام مرشد الدين عبد الرحمن بن مؤيد كه ازو هم در شد الازار ترجمهاى هست و مردى دانشمند و اديب و حليم و فروتن و بخشنده بود و در اقسام فنون دست داشته و در ادبيات شاگرد خال خود مولانا معين - الدين سلمانى و در حديث شاگرد مولانا سعيد الدين محمد بليانى و مولانا شمس الدين محمد زرندى و ديگران بوده و كتابهاى بسيار نوشته و شعر تازى مىگفته و در 791 درگذشته و او را نزديك پدرش به خاك سپردهاند .
صدر الدين ابو المعالى دخترى هم داشته است بنام فيروزه
هامش
( 10 ) - ورق 94 دو - 95 يك از نسخهء عكسى .
( 11 ) - ورق 97 يك - 97 دو از نسخهء عكسى .