نوبت ششم : مسجد عتيق و حوالى آن « 1 »
اما در فضل مسجد جامع هيچ شكى نيست « 2 » كه مسجد عتيق فاضلترين امكنه است از براى اجابت دعوات و قضاى حاجات مسلمين و مسلمات .
و بدانكه « 3 » در همهء شهرها محل اجابت دعاء مسجد جمعه است نزد منبر و اين مسجدى قديم است و آنكس كه بانى آن بوده مخلص بوده و گوئيا از مال حلال بناى اين مسجد شده است . قاضى ناصر الدين بيضاوى فرموده است در نظام التواريخ كه مسجد عتيق از بناهاى عمرو بن ليث است « 4 » و ميگويند كه چون اساس وى و پاىبست و ستون ساختند پس طلب چوبها مىكردند و معد و مهيا ميداشتند . بعد از آن گفتند پيرزنى در سروستان بستانى دارد و چوب بسيار در آن حاصل كرده از اموال حلال . پس بفرستادند تا او را بياوردند مگر از وى بخرند پيرزن گفت بها بكنيد چون بها بكردند گفت چوبها ببريد چون ببريدند گفت حاليا بكشيد تا من نظر در بها بكنم . بعد از آن چوبها بكشيدند بستونها و ديوارها . پس گفتند با پيرزن بها بستان . گفت حاليا
هامش
( 1 ) - للجامع العتيق و ما فى حواليه - المسجد الجامع العتيق . شد الازار .
( 2 ) - مد : اما فضله مسجد جامع هيچ شكى نيست .
( 3 ) - مد : بديگر .
( 4 ) - اين فقره در نظام التواريخ در اوايل فصل راجع بصفاريان در شرح سلطنت عمرو بن الليث مذكور است ( چاپ حيدرآباد دكن ص 56 ) ، و عين عبارت او اينست :
و از آثار وى ( يعنى عمرو بن الليث ) مسجد جامع شيراز مانده است » انتهى .