از نفس قدسى او روايح اخلاص ميدميد و از دنيا نرفت تا ولايت نيافت . مؤلف كتاب روح الله روحه ميگويد او را شبى در خواب ديدم به صورتى كه دلالت ميكرد بر صحت حال وى و دانستم كه در زمره اوليا درآمده بود و در حيات بود پس خواستم كه او را بهبينم و بشارت دهم او را بدين كرامت كه يكى خبر كرد كه دوش سيد وفات كرد در سال هفتصد و او را نزد پدر دفن كردند و بيتى عربى در اين معنى گفت و اين نظم در حالت كتابت بخاطر آمد :
بيت
توشه رفتن مهيا كن كه همراهان شدند * كار خود تا كى نسازى از خدا شرمى بدار
اميد كه حق سبحانه و تعالى توفيق طاعت و اجتناب از معصيت روزى كند « 222 » .
هامش
( 222 ) -قل للمقيم به غير دار اقامة * حان الرحيل فودع الاحبابا
ان الذين لقيتهم و صحبتهم * صارو جميعا فى القبور ترابا( شد الازار ) .