بناگزير ز جام اجل شوى سرمست * بسا پياده كه فردا سوار خواهد بود « 65 »
بسا امير كه فردا اسير ميگردد * اگر گدا و اگر شهريار خواهد بود
مولانا معين الدين هبة الله سلمانى « 66 »
عالمى دانا و عظيم الشأن بود . مؤلف كتاب ميگويد او را ديدم كه درس در مدرسهها ميگفت و در مجالس فتوى ميداد و خلق بسيار از علم و فضل او مستفيد ميگشتند و كاملان نزد او جمع ميشدند و او را تصانيف بسيار هست . يكى از آن شرح مقدمه برهانيه « 67 » است كه در خلافيه نبشته است و در مدح او بيتى گفتهاند درين معنى :
بيت
در زمانه به كنج فقرىام * و اندران كنج گنج درىام « 68 »
و بدانك در آن بقعه از علما و عباد و اولياء و صلحا بسيار مدفونند از ايشان يكى دختر شيخ شهاب الدين سهروردى است كه
هامش
( 65 ) -مررت على الاحبه حيث صفت * قبور هم كأفراس الرهان
فلما ان بكيت و فاض دمعى * رأت عيناى بينهم مكانى( شد الازار ) .
درباره سال فوت وى در شد الازار چنين آمده است :
توفى فى سنة خمس و اربعين و سبعمائه .
( 66 ) - مولانا معين الدين هبة الله بن الحسين بن محمد السلمانى ( شد الازار ) .
جها - مد : مولانا معين الدين هيبت الله سلمانى .
( 67 ) - مقدمه برهانيه نام كتابى است در علم خلاف يعنى جدل تأليف ابو الفضائل محمد بن محمد بن محمد نسفى معروف ببرهان نسفى متوفى در سنه 687 و 686 ( الجواهر المضيئه ) .
( 68 ) - جها :گوئيا در زمانه گنج و فقيريم * و اندر آن كنج گنج دريممد :گوئيا در زمانه كنج فقرىام * و اندران كنج گنج درىاموزن بيت روشن نيست و بقول مرحوم علامه قزوينى در حاشيه شد الازار اين شخص با آنكه عربيتش بسيار ضعيف و ذوقش از آن ضعيفتر است اصرار عجيبى دارد در ساختن اشعار بسيار سخيف ركيك ملحون بهرحال بيت به صورت مكتوب در متن موزون و تصحيح گرديد تا اصل چه باشد و الله اعلم .