Skip to main content

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى ) — Page 193

Contributors:

P.193
سعد الدين آن بود كه هر صباح نماز صبح در بقعه شيخ كبير ميگزارد اتفاقا در روزى كه وحل بود بر گورستان قدم نهاد در سحرى و ميرفت كه ناگاه از قبرى آوازى شنيد كه شخصى گفت پاى بر چند شيخ كبير مىنهى جهت جماعت بقعه شيخ كبير . پس چون آن بشنيد روزهاى باران در خانه منزوى مىبود و از تردد باز مىايستاد و بتدريج در خلوت رفت و اعراض از غير خداى كرد و در هرچند روز زيارت مشايخ مىگذارد و ديگر از سر اوقات و اوراد « 58 » و خلوت و ذكر و انس ميرفت تا وقت وفاتش رسيد در سال ششصد و بيست و سوم از هجرت و مقبره او در جنب مسجدى است عالى كه جمعه و جماعت در آن ميگزارند .

شيخ حسين منقى « 59 »

از محفه‌كشان شيخ شهاب الدين سهروردى بود در راه حجاز و ملازمت شيخ بسيار كرد و مدتى مديد در صحبت شيخ بسر برد تا او را اجازت و مقراض داد و از خلق پنهان ميداشت و ارشاد مريدان پنهان ميكرد و وقت او زائد بود بر شهرت و قبول خلق و اين زمان قبر او در لب گوى پيش ديوار خانه است كه چندان شهرت ندارد . و ميگويند كه چون وفات كرد مقراض و كتاب اجازت در ميان سقف خانه او بيافتند « 60 » و شنيدم كه شبى از شبهاى زمستان فاقتى سخت داشت و خود و زن هر دو روزه
Footnote
( 58 ) - كذا فى الاصل . ( 59 ) - جها - مد : شيخ حسين متقى - الشيخ حسين بن عبد الله المنقى الشيرازى ( شد الازار ) . المنقى بتشديد قاف و كسر آن بمعنى گندم‌پاك‌كن است يعنى كسى كه شغلش پاك كردن گندم باشد بتصريح سمعانى درين نسبت ولى در غير مورد صاحب ترجمه كه بالطبع بواسطهء تأخر عصر او ممكن نيست در انساب سمعانى مذكور باشد ، م : النقى ( بدون ميم در اول ) ، ق در متن : الحنفى ، در ترجمهء فارسى كتاب : متقى ( با تاء مثناة تحتانيه بعد از ميم ) ، - شرح‌حال اين شخص در شيرازنامه مذكور نيست ، ( حاشيه شد الازار ) . ( 60 ) - و ما رأى نفسه اهلا لذلك بل راقب وقته و حاله و آثر الخمول على الشهره و القبول و لما توفى وجدوا المقراض و الاجازه قد وضعهما بين جذوع من سقف بيته ( شد الازار ) .
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى ) — Page 193 | أبو القاسم جنيد الشيرازي / نورانى وصال / عبد الوهاب / عيسى بن جنيد الشيرازي